نامه ای از خدا

185
35,958 مشاهده

چند شب پیش، به طور اتفاقی، چیزی رو پیدا کردم. یه نوشته، یه شعر، شاید هم یه نامه. شعر نیست، اما بعضی جاهاش یه وزن و آهنگ خاصی رو احساس می کنم.

اصلا یادم نمیاد چه کسی، کی و کجا این رو برام نوشته. فقط یه چیز رو میدونم. اینکه اون شب، این نوشته، خط به خط برام ترجمه می شد، هر قسمت رو که می خوندم، هنوز به جمله ی بعد نرسیده، قبل از اینکه هر خطش رو بخونم، جمله ی بعدی چند لحظه قبل اتفاق افتاده بود.

کسی چه میدونه چه کسی این رو نوشته، شاید این یه نامه باشه. نامه ای از خدا…

این نوشته رو بدون حتی یک حرف کم و زیاد، اینجا میزارم:

۰۷ January 2010
۰۱:۲۱

غصه نخور عزیزم
غصه نخور، خدا هنوز بزرگه

غصه نخور
تو هنوز جوونی
خیلی از قصه ی تو مونده
آخرِ قصه ات قشنگه مهدی
به خدا قشنگه

غصه نخور
ببین خدا هنوز پیشته
اگه نبود که اینجوری گریه ات نمی گرفت
اگه پیشت نبود که
این گوشه ی  دنیا بهش فکر نمی کردی

غصه نخور
هنوز که یادت نرفته
همیشه میگفتی:
هیچکی هم نباشه، بازم خدا باهاته
آره، گریه نکن
یادته گفتی اگه کسی نیست، خدا که هست؟

فکرش رو نکن
خود خدا یه روز می رسه به دادت
آخر قصه ی تو قشنگه
خود خدا گفته
گفته که دلش بزرگه
دلت رو نمیشکونه مهدی
خدا مهربونه

گریه نکنی، یه وقت دلت میشکنه
توی دلت خدای خوبت نشسته
گریه نکن وقتی تو قلبته
نکنه بشکنی وقتی هنوز پیشته

طاقت بیار
کم کم دیگه وقتشه
ته چاه گیر کردی، میدونم
میدونم سخته
اما کم نیار
خواهش میکنم مهدی
نا امید نشو!
آخرش خودِ خدا دستت رو میگیره…

خدایی که اجازه داد عشقش توی دلت جوونه بزنه
خدایی که هر لحظه حسش کردی
خدایی که باورش داری
حواسش بهت هست
شک نکن.
خدا هیچوقت فراموشت نمیکنه
آخه خدا که بد نمیشه

صبر داشته باش!
طاقت بیار!
خدا دوستت داره مهدی
خدایی که همین وراس..
خدای که توی اشک چشماته
خدای مهربونت
یادت هست چی به خدات میگفتی؟
خدای تو
مهدی، خدای پاکت
خدای پاک و مهربونت
یه جاهایی همین وراس…

خدایی هست مهدی
هست
توی خنده های بابات دیدیش مهدی
توی دست های خوشگل مامانت
توی نگاه مبینا
توی گریه هاش، خنده هاش
توی لب هاش خدا رو دیدی
توی گریه هات مهدی
چه جوری میگی خدا نیست؟
وقتی همین الآن داره از چشمات روی کیبورد میریزه؟!

عزیزم طاقت بیار
ببین خدا واست چی میخواد
بزار خدا سرت بیاره
هر بلایی که دوست داره
هر تصمیمی که میخواد برات بگیره
خدا که بدت رو نمیخواد

غصه نخور عزیزم
خدا دوستت داره
تو که نمی خوای خدا غصه اش بگیره
تو که طاقت نداری گریه ی خدا رو ببینی

خدای پاک و مهربونت
تنها نمی زاره تو رو
میدونم، میدونم یه روزی
یه روزی
آخر قصه
میرسه به دادت…
طاقت بیار
خدا…
پایان خوبی رو واسه قصه ات نوشته…

پس گریه نکن، نزار اشکات بریزه
خدا گناه داره، یه وقت دلش میگیره

غصه نخور عزیزم، خدا باهاته
گریه نکن
گریه کنی، خدا دلش می گیره
غصه نخور
خدا دوستت داره
وقتی مبینا گریه میکنه
دیدی دلت میگیره؟
تو هم گریه ات میگیره؟
خدا تو رو دوست داره
خیلی بیشتر از این حرفا
شاید بهت نگفته
اما خدا هم گریه میکنه
گریه نکن.
نزار گریه اش بگیره

عزیزم
حیف چشات نیست که گریه کنی؟
گریه کنی منم گریه ام میگیره ها
مهدی گریه نکن
تورو خدا
تو رو خدا
منم دلم میگیره

مهدی تو خوشبختی
خوشبختی که هنوز بی بهونه میخندی
که هنوز چشمات بلدن اشک بریزن
مهدی
همینکه خدا رو باور داری
خوشبختی
تو همه چیز رو داری
خدا همه چیز توئه

آره مهدی، بخند
خنده هات قشنگه
خنده هات رو دوست دارم

دلم برات تنگ شده
برای مهدی خودم
مهدی مهربونم
مهدی ای که همیشه میخندید
مهدی تو رو خددا گریه نکن…
بخند
ببین خدای خووبت رو
ببین چقدر دوسش داری
ببین اونم دوستت داره

به خدات فکر کن
خدای تو، همون خدایی که صداش میکردی:
خدای پاکم…
همون خدایی که گوشه ی اتاقت بود
همون خدایی که واسش جیک جیک میکردی…

قربون اشکات برم
که گوشه ی چشمات خشک شده
نبینم بازم غصه بخوری
خدا کمکت میکنه
اینو خودش بهم گفته
گفت که مهربونه
که رحیمه، رحمانه

میگن خدا بزرگه
بزرگ مهدی
بزرگ تر از مشکل تو
بزرگ تر از تموم رنج و غصه هات
بزرگ تر از اشک ها و دلیل اشک هات
پس به خودش بسپر

میرسه به دادت
دستت رو میگیره
اشک هات رو با دست های خودش پاک میکنه
نا امید نشو مهدی
بزرگترین گناه، نا امیدی یه

به خود خدات قسم که ایمان دارم
ایمان دارم که همه چیز درست میشه مهدی
و بعد ها که تو وقتی این نوشته ها رو میخونی
مشکلت حل ده
و تو
سرمست و مغرور
فقط میخندی…

و شروع میکنی به نوشتن
به نوشتن قصه ی خودت
و یادت میاری که:

” یکی بود یکی نبود
روزی روزگاری
یه روزی
یه وقتی
یه جایی
یه گوشه از دنیا
یه پسر نشسته بود
که گریه میکرد
پسری که جز خدا هیچکی رو نداشت
پسرک خدا رو صدا زد
ازش خواست که کمکش کنه
و یه جایی
کمی اونورتر
فقط کمی آنطرفتر
یه خدایی بود
خدای پسرک بود
که به حرف های پسرک گوش میکرد
خدا پسرک رو میدید
دوستش داشت…
خدا اشک های پسرک رو پاک کرد
پسرکی که وقت غصه و گریه هم از خدا نا امید نشده بود
پسرکی که گریه میکرد، پسرک نبود، اون دیگه یک مرد شده بود…

…و بعد از سالها
یه روز دیگه از همون روزهای خدا
یه وقت دیگه
یه جای دیگه
توی یک گوشه ی دیگه از زمین خدا
همون پسرک نشسته بود
و خدایی که نزدیک بود
خیلی نزدیک تر…
اما دیگه صدای گریه ای نمیومد
فقط صدای خنده بود که شنیده میشد
صدای خنده های پسرک
که با صدای خنده ی خدا که از خنده های پسرک بی اختیار می خندید، آمیخته بود… “

خدایا
منتظرت میمونم.
منتظر اون روزی
اون وقتی
اون جایی…
که منو تو
با هم بخندیم.
روزی که غصه هام رو از من بگیری
و من تو
وقتی به این روزهای تلخ فکر کنیم
از ته دل بخندیم.

منتظرم که داستان زندگی منو کامل کنی
مطمئنم که کمکم میکنی
آخر قصه میرسی به داد من
منتظرم خدای پاکم.

– ناشناس

 

کی اشکاتو پاک می کنه، شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه، وقتی منو نداری
شونه ی کی، مرهم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه می گیری، شبای بی ستاره

برگ ریزونای پاییز، کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع می کنه، برگای زرد و خسته
کی منتظر میمونه، حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد، شب برسه به فردا

کی از سرود بارون، قصه برات میسازه
از عاشقی می خونه، وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون، چشماشو هم میزاره
نکنه ستاره ای بیاد، یاد تورو نیاره

کی اشکاتو پاک می کنه…
(ترانه از ابی)

185 نظر

  1. سلام خدا قوت بین نوشته های شما این مطلب را خیلی پسندیدم .خیلی تاثیرگذاربود.خداجوابمو توسط بنده خوبی مثل شما داد.یاحق

  2. سلام ! عالی بود از کی شده بود که گریه نکرده بودم دلم پر بود نمیدونم از چی فقط اینو میدونم که دلم خالی شد . مرسی ازتون !

  3. نمیدونم چی باید بگم فقط میدونم امشب که شب آخرین امتحانه ترم ۴ و من بیدار موندم تا درس بخونم و شانسی وبلاگ شما رو پبدا کردم …الان دلم یه جوریه….

  4. ای برادر!!!!خداوند بینهایت است ولا مکان ولا زمان .اما به قدر فهم تو کوچک میشود وبه قدر نیاز تو فرود می اید وبه قدر ارزوی تو گسترده میشود وبه قدر ایمان تو کارگشا میشود….وبه قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود وبه قدر دل امیدواران گرم میشود…یتیمان را پدر میشود ومادر .بی برادران را برادر میشود.بی همسرماندگان را همسرمیشود.عقیمان را فرزند میشود.نا امیدان را امید میشود.گمگشتگان را راه میشود.در تاریکی ماندگان را نور میشود.رزمندگان را شمشیر میشود.پیران را عصا میشود.ومحتاجان به عشق را عشق میشود.خداوند همه چیز میشود همه کس را…….به شرط اعتقاد.به شرط پاکی دل .به شرط طهارت روح به شرط پرهیز از معامله با ابلیس..دیگه بقیشو حوصله ندارم تایپ کنم تابعد………….خدا همراهه زندگیتون باتشه

  5. سلام اقا مهدی خیلی حالم بده خیلی نمیدونم چرا اینطوری شد کارم شده همش گریه همش زاری دیگه خسته شدم خیلی خستم الانم صورتم خیسه خیسه دلم بدجوری شکسته حالمو هیچکی نمیدونه درد دلمو فقط خدا میدونه ازت خواهش میکنم به جون مبینا قسمت میدم واسم دعا کن از ته دلت خواهش میکنم

    • @تنها, سلام، باشه حتما. اما حتما خودتم تلاش کن که اوضاع درست بشه. نمیدونم چه اتفاقی افتاده، اما بایستی حتما یه راهی باشه… یعنی یه راهی هست…

  6. سلام ممنونم از متن زیبات.کلی اشک ریختم اما به هرحال اروم شدم فقط یه مشکلی دارم لطفا برام دعا کن.ممنون

  7. سلام  به تو جوان کوشا  ممنون از نوشته هات . مهدی جان خوش به حالت که خدا تو رو انتخاب کرده تا به دوستانت خدمت کنی .می دونی داری با کاری که میکنی وغصه های دوستانت رو پاک میکنی و شادی به جاش به آنها هدیه می دهی چه کار مهمی میکنی؟ «سعی کن خورشید باشی که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی »این جمله زرتشت است آری تو همان کس هستی که آن معبودم انتخابت کرده تا به همه بتابی و با تابیدنت اشکهای ریخته را خشک کنی و می بینم در هر گامی که بر میداری دست خدا در دست توست .همیشه در پناه خدا باشی  @};- @};-

  8. agha Mehdi vaghti k in namato khondam mato mabhot ashk mirikhtam hala khyli bad bod hamisham dlam migire dasamo baz mikonam ro be asemon ta khodaro baghal konam ta aromam kone ashk narizam shere khyli ghashangi gozashti imanam b khoda 100000barabar shod khosh be sadatet hamishe shad bashi [خجالت]

  9. خدا جون سلام دو روزه دلم خیلی گرفته افسردم از بعضی افراد ضربه خوردم اذیتم کردن مادرم هم ناراحته خیلی ناراحته خدایا جز تو کسی رو ندارم خدایا کمکم کن خدایا التماست می کنم کمکم کن خدایا دیگه بریدم خدایا دیگه کم اوردم خدایا دوست دارم داد بزنم بگم کمکم کن اما نمی تونم چون بغضم گرفته الان که این نوشته رو دارم مینویسم گریم گرفته اما نمی تونم گریه کنم چون خونوادم می فهمن و ناراحت می شن خدایا غرورم رو می ذارم کنار به حضرت عباس می ذارم کنار فقط از تو می خوام که کمکم کنی خدایا مگه نمی گن که تو مهربونی پس کو چرا کمکم نمی کنی خدایا دیگه بریدم اخر خطه دیگه نمی تونم سر پا بمونم دوست دارم گریه کنم دوست دارم داد بزنم اما نمی تونم خدایا تو می دونی چی می خوام خدایا تو الان داره نوشته ام رو می خونی خدایا التماست می کنم کمکم کن . بچه ها لطفا دعام کنید مشکلم حل بشه .

  10. خدایااااااااااااا…..
    توهمان مشترک مورد نطری ک همیشه در دسترسی!!!!!!!!!

    دوست دارم خدا..خدایا خ ازت ممنونم ک فردی روسرراهم گزاشتی ک تونست بهم بفهمونه تو وجود داری و همین جاپیش منی وحتی ازرگ
    گردنمم ب من نزدیکتری!!!خدایا مامان مهربونمو بعد۷سال بهم برگردوندی تورو ب عظمت وجلالت قسم دیگه ازم نگیرش!!

  11. گفتی برو قدری عقب تر بایست
    آنقدر که نه دستهایم به دستهایت برسد
    و نه نگاهم به نگاهت
    .
    .
    بیا ، این هم قدری عقب تر؛
    آنقدر که نه دستهایت به دستهایم برسد
    و نه نگاهت به نگاهم…
    .
    حالا بگو
    با هجوم این همه تنهایی چه میکنی؟

    :( =(( (فکر میکنم اسم نویسنده متین هست)

  12. اگر بگوییم حب خدا محبت های دیگر را از بین می برد، درست است، اما درست تر آن است که محبت های دیگر، در سایه ی حب خدا جان می گیرند و روح پیدا می کنند و انسان سراسر رحمت و محبت می شود و فاش بگویم هیچ کس جز آن که دل به خدا سپرده است رسم دوست داشتن نمی داند .

    سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی

  13. این یک فنجان عشق را
    داغِ داغ می نوشم
    تا بسوزد دهانی که گفت دوستت دارم
    تا بگویند ناشی بود در عاشقی
    تا بگویند زود بود برای عاشق شدن
    تا کسی به بی وفایی تو پی نبرد
    سوختن بخاطر تو هنوز لذت دارد
    این، عشق است … کاش می فهمیدی!

  14. می گویی دوست دارم زیر باران قدم بزنم
    اما وقتی باران می بارد چتر به دست می گیری

    می گویی آفتاب را دوست دارم
    اما زیر نور خورشید به دنبال سایه می گردی

    می گویی باد را دوست دارم،
    اما وقتی باد می وزد پنجره را می بندی …

    حال دریاب وحشتم را …
    وقتی که می گویی دوستت دارم!

  15. چندتا شعر خوندم که منو بدجوری زیرو رو کرد مینویسم اگه دوست داشتید بخونید من که خیلی خوشم اومد

    اصـلا چـرا دروغ، همیـن پیـش پـای تــو
    گفتم کـه یـک غــزل بنـویسم بـرای تــو

    احسـاس میکنم که کمی پیـر تـر شدم
    احسـاس میکنم که شدم مـبتـلای تــو

    بـرگـرد و هــرچقدر دلت خواست بـد بگو
    دل مـیدهـم دوباره به طـعـم صـدای تــو

    از قـول مـن بـگو بــه دلـت نـرم تـر شـود
    بی فایده است اینهمه دوری، فدای تو !

    دریـایــــ مــن ! بـه ابــر سپــردم بـیــاورد
    یک آسمان بــهانــه ی بـــاران بـرای تــو

    نـاقـابـل است بیـشــتر از ایـن نـداشتـم
    رخـصت بده نفس بکشم در هــوای تــو

    حسین بوسر

  16. راستش رو بخوای من تو نظرات ازنوشته ی ساقی از طرف خداوند خیلی خوشم اومد هر چند یه جاهاییش تند بود اما شاید تندیش واسه تلنگرش بود…
    و اما نامه ی ناشناس شما که نمیدونم اون ناشناس اینو نوشته تا یه روزی آشنای شما بشه یا نه و یا شاید اون همین الانم یه جایی تو واقعیت زندگی شماست اون نامه شاید واسه همه ی کسایی نوشته شده که یه نفر میتونه با این حرفا آرومشون کنه تا اشک نریزن و احساس تنهایی نکنند
    من ساختمش ناشناسم رو خیلی زود ساختم اما هنوز هم ناشناس موند و یا شاید شناخته شد همان بود اما مال من نبود چطور میشه من بسازمش اما مال کسی دیگه باشه …..
    هر چه از عقل و احساس بود به کار گرفتم به ندای قلبم گوش دادم و ساعت ها فکر کردم اما راه به جایی نبردم …..
    من قبول دارم که ما مختاریم اما نه مختار مطلق مختار نسبی همیشه هر وقت حرف از اختیار میشه یاد اون جمله ی بوعلی میفتم که به اون مرد که از اختیار پرسید گفت یه پاتو بالا بگیر بعد گفت خوب حالا اون یکی پاتم بالا ببر گفت نمیتونم
    بوعلی گفت اختیار ما تو دنیا قدر همینه که انتخاب کنیم کدوم یکی از دو پامون رو بالا بگیریم….
    تا جایی که اختیار من بود کم نزاشتم واسه خودم جای اما و اگر جای افسوس نزاشتم
    از اینجا به بعدش دست من نیست با توئه با تو ….با تو که هستی تو همین نزدیکی کنار تنهایی من نشستی با تو که با من بغض میکنی با تو که خوب میفهمی چه غمی هست که یه نفر رو نه تو دنیات داشته باشی نه بعد مرگت بتونی داشته باشی جایی برای وصال نیست دچار باید بود همیشه فاصله ای هست و گاهی چقدر تلخ است این فاصله…..خدایا با توام یکبار هم با زبان من حرف بزن با من راه بیا بیا کمی قدم بزنیم دلم گرفته از رویایی که ساختم تا روحش را تو به کالبد خیالیش بدمی اما رویای من رویا ماند واقعیت زندگی دیگریست…….خدایا شاید حکمتت نیست شاید با عقل جور در نمیاید شاید نباید شاید نمیخواهی حرفی نیست فدای سرت ببخشش به دیگری مهرش را هم ببخش به همان دیگری قلبم را خالی کن زیادی پر است از عشقی که مال من نیست…..

    • @حوا, خب، اونجورها نیست این نامه. فرد خاصی ننوشته، وگرنه نمی‌نوشتم ناشناس. و البته توضیحِ بیشترش اینه که قراره ناشناس بمونه… میشه گفت نامه‌ای از خدا.

  17. سلام بر همگی
    نامه قشنگی بود، من که دلم از سنگه گریه ام گرفت
    خدایا در همه حال شکرت میکنم، منو بخاطر تمامی گناهانم که حسابش از دستم در رفته ببخش
    مخصوصا به خاطر گناه آخرم… شرمندتم… میخوام برگردم، برگشتی از جنس توبه واقعی، توبه ای که دیگر برگشتی ندارد
    با نظر بالایی (لیلا خانوم) کاملا موافقم. قرآن جواب ما رو میده.
    اجرتان با خدا

  18. سلام خوش به حالمون با این خدایی که داریم.. فقط بایدازش بخواییم باشه و اون موقع با تمام وجودبا اینکه چشما
    ون بسته است می بینیمش.. و به قول عموم حسش می کنیم(آخه به نظرم حضور خداوند اون قدر ملموسه ه نمیشه گفت فقط حسش می کنیم..) برای منم پیش اومده که خداوند جواب جمله ب جمله ی حرفهایی رو که بهش زدم رو داده اون هم درست بعد از اتمام حرف های خودم..برای شنیدن حرف خدا حتما نباید لای برگه ها و جزوه هامون رو بگردیم قرآن تمام حرف خداست کافیه با نیت باز کنیید و قبلش تمام حرف ها تون رو زده باشید البته حضور قلب رو می خواد که از ته دل با خدا حرف بزنیم و با حضور دل قرآن بخونیم

  19. سلام سال نو مبارک
    وبلاگتون واقعا قشنگه 
    راستش یک ماه پیش یه نفر دلمو بدجور شکوند اون موقعه هیچی نمی تونست آرومم کنه اتفاقی وبلاگ شما رو پیدا کردم و این نامه رو خوندم 
    یه عالمه گریه کردم بعدش حسابی آروم شدم
    نمی گم الان حالم خیلی خوبه ولی مطمئنم آخر قصه منم قشنگه 
    مطمئنم خدا خودش همه چیزو درست میکنه

  20. بیایید همه باهم در دلمان از خدا بخواهیم که هرکس هر آنچه در دلش دارد خدا حاجتش را براورده کند و به مرادش برسد آمین یا رب العالمین

  21. وبتون واقعا عالیه چطور بگم مث یه معجزه بود تو اوج ناراحتی و گریه بودم که یه دفعه از اینجا سر در اوردم به نظرم شما با وبلاگتون خیلیا رو خوشحال و امیدوار میکنید مث یه نور تو تاریکیه مطلقید واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم.

  22. سلام……..ما عاشق فهم وادب و معرفتیم/ماخاک قدوم هرچه زیبا صفتیم/چون تمام این صفات در وجود توست/ما مخلخص عزیزی چون تو بامعرفتیم…………مهربونی از سایت شما میباره… مثل بارون های استوایی که تمومی نداره….. @};- داداشی

  23. سلام
    از همه بریدم….. به ااخر دنیا رسیدم…..هیچ امیدی دیگ ندارم….چشام جاییو نمیدید…اما رو صفحه گوگل زدم خدا(تنها امیدم) سایت شما اومد برخلاف دوستان من به وسط نامه که رسیدم اشکام بند اومد ۱لبخند تلخی رو لبام نشست شاید واسه چند لحظه ام شده بود امیدوار شدم……
    من خیلی کوچیکم قدرت دیدن و حس کردن خدارو ندارم نمیتونم صداشو بشنوم
    خیلی صداش کردم این مدت شما که بزرگوارین و بهش نزدیک دعام کنین
    زندگی مشترکم به بن بست رسیده همه میگن تموم کن اما من راحت دل نبستم که راحت جداشم……شما که خدارو تو وجودتون دارین واسم دعا کنین که طرف مقابلم به اشتباهش پی ببره!
    میدونم که اگه خدا بخواد میشه
    ممنون

    • @بظاهر بنده خدا, سلام… خوشحالم که کمی آروم شدید… و امیدوار. راستش، همیشه تموم کردن بهترین راه نیست. اما من واسه شما دعا می‌کنم که با عقل و بینش و فهمِ درست، بهترین تصمیم رو واسه باقیِ زندگی‌تون بگیرید… و همه چیز هون جوری بشه که بهترین برای شماست. امیدوارم شادی در چند قدمیِ شما باشه… هیچوقت از خدا ناامید نشید :‌)

  24. میدونی خدا به چشمای بعضی از بندههات حسودیم میشه……همیشه کنارشون باش چون فقط تو میدونی که………….

  25. خوش به حالت داداش مهدی که دوست خوبی مثل خدا داری من هر روز صداش میکنم چون خیلی بهش احتیاج دارم ازش میخوام منو از این دنیا ببره ولی به حرفم گوش نمیده تو ازش بخواه…..دیگه خسته شدم. [دعا] [دعا] [دعا]

    • @رها, سلام، زندگی هدیه‌ی خداست. وقتی آدم یکی رو دوست داره، هدیه‌اش رو پس نمیده. و ازش هم نمی‌خواد که هدیه‌اش رو بگیره! همه که بالاخره از این دنیا میریم، از خدا می‌خوام تا زنده هستی، در پناهِ خدا شاد باشی و از صمیم قلب زندگی کنی. موفق باشی :‌)

  26. مشکل ما ادم اینه که خدارو در حد فهم خودمون کوچیک میکنیم و این چقدر بده مرسی از متن قشنگت لذت بردم

  27. سلام خیلی به دعاتون احتیاج دارم یه مشکل واسه یکی از بستگانم پیش اومده واسش دعا کنیدمحتاجیم به دعا الان یه دنیا غم داریم دعا کنید همه چی به خیروخوشی حل بشه وتمام مرسی

  28. با چندصد سلام و چند صد درود.
    ممنون از اینهمه احساس پاک که با ماها قسمت کردی. و سپاس فراوان از اینهمه مراقبت که نکنه به بهانه حال وهوای عاشقونه، حرفهای نامربوط درباره خدا زده بشه.اما
    من خودم، خدا را از لابلای فلسفیدن های بی جوابم حس می کنم. حس می کنم که در پی این همه عجز و ناتوانی فلسفی است که خدا خودش رو برای لحظه ای به من نشون میده. به هر حال، ناتوانی نظری هم یه نوع ناتوانیه

    • @میثم, سلام، بله، خدا معادله‌ای نیست که با قوانینِ ریاضی و فیزیک حل بشه. هر کسی به شیوه‌ی خودش خدای خودش رو می‌شناسه، حس می‌کنه و می‌بینه.

  29. یه روزی دانشجویی به استادش گفت که استاد اگه خدا رو به من نشون ندید دیگه از خدا ناامید میشم استاد به اخر کلاس رفت و به دانشجویش گفت که من رو میبینی؟ دانشجو گفت استاد من چطور شما رو ببینم زمانی که پشتم به شماست. استاد جوابش داد زمانی که شما پشت به خدا کرده اید هیچوقت خدا رو نخواهید دید. بچه ها بیاین با همه ی سختی هامون به خدای بزرگ و مهربون پشت نکنیم ممنون

  30. سلام واقعا بابت این وبلاگ خوبت بهت تبریک میگم.من شخصا خودم غرق در دل نوشته ی شما بودم اخه دیگه از وجود خدا ناامید شده بودم و حضور شما قوت قلب بهم داد. به امید روزی که با خدا باهم بخنیدیم انشالله خدایا کمکم کن

  31. سلام
    ممنوناز پیام های قشنگ همتون
    یه وقتایی آدم هرچه قدر هم سعی میکنه با خدا حرف بزنه نمیشه همش پیش خودش فکر میکنه کهخدا الان از دستش ناراحته !
    حرفهاشو بزاره برای یه وقت دیگه . . .
    سایت شما خیلی قشنگ بود امروز خیلی خیلی ناراحت بودم خیلی دوست داشتم با خدا درد و دل کنم ولی فکر کنم خدا هم دیگه حوصله منو نداره :(( :(( :(( :((
    نام ای به خدا @};- @};- @};- خیلی قشنگ بود
    واقعا کاش میشد یه وقتایی نق نق هامونو گریه هامونو برای خدا بنویسیم و پست کنیم :(( :((
    خیلی ممنون از نوشته همه دوستان
    برای منم خیلی خیلی دعا کنید مرسی ان شاء الله در پناه امام زمان همه شما هم پاینده باشید

    • @فهیمه, سلام، فکر نمی‌کنم که دردودل با خدا، حتما نیاز به نامه و تمبر و پست داشته باشه. دردودل با کسی که از رگ گردن به آدم نزدیک‌تره، به واسطه نیاز نداره…
      التماس دعا، در دردودل های پاک شما، با خدا …

  32. ب سلامتی کسی ک بی کسه ولی نا کس نیست!                                                                    
    کاش میشد هیچ کس تنها نبود 
    کاش میشد دیدنت رویا نبود 
    گفته بودی با تو می مانم ولی 
    رفتی و گفتی که اینجا جا نبود 
    سالیان سال تنها مانده ام 
    شاید این رفتن سزای من نبود 
    من دعا کردم برای بازگشت 
    دست های تو ولی بالا نبود 
    باز هم گفتی که فردا میرسی 
    کاش روز دیدنت فردا نبود

  33. سلام ممنونم ازشما که وققتون روگذاشتین برای درد دل من اون روز خیلی اعصابم داغون بود.امروز وقتی ایمیلم رابازکردن ایمیل شماراخواند ن خیلی خوشحال شدم ممنون :x :x :x :x :x :x :x @};- @};- @};- @};-  [تشویق] [تشویق] [تشویق] [تشویق]

    • @لیلا, سلام، خواهش می‌کنم. امیدوارم همیشه آروم و خوشحال بمونید. قسمتِ وبلاگ شما هم چیزِ دیگه‌ای اومده. قابل مشاهده برای سایرین هست. اگه اطلاعات شخصیِ شما هست، بفرمایید پاکش کنم. موفق باشید.

  34. سلام خدای مهربونم دلم برات تنگ میدونم ازت دورشدم بااینکه توبه من نزدیکی خیلی .خدا مهربونم گره درکارم افتاده کاری پیش نمیره همش استرس دارم مخصوصا باحرفی که امروز به حاج ننه گفتم خدایا خودت به دادم برس نذار پیشش پشیمون بشم کاش نمیگفتم. الان همش استرس دارم .خدایا مشکل محمد.مشکل ازدواج شیرین واحمد خدایا فقیر بودن خودم وای چقدر مشکل….خدایا اینهمه مشکل مابرای شماحل کردنش دریک چشم بهم زدن است پس چرا اینهمه من نگرانی میکشم خدایا مشکلمو حل کن خواهش میکنم . امیدمن فقط فقط شمایی جزتوامیدی ندارم =((

  35. سلام ممنونم ازتون،واقعا خدا دوستمون داره و همیشه هوامونو داره فقط کافیه
    که یه کم حواسمونو جمع کنیم.

  36. سلام من خیلی اتفاقی وارد این وبت شدم خیلی اتفافی این متن با ورودم به دستم رسید .خدایا -پشت دیوار نشینم -چو گدا بر سر راهی-در اگر باز نگردد -نروم باز به جایی-نه من انم که زفیض نگهت چشم بپوشم-نه تو انی که گدا را ننوازی به نگاهی -کس به غیر از تو نخواهم -چ بخواهی چ نخواهی -باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی !معلومه دله صافی داری که اینجوری باهاش راحتی.که چنین نامه ای واست گذاشته خوش بحالت .همه بهم میگن دعات زود اجابت میشه که سیدی ولی من اینطور فکر نمیکنم تو میدونی چرا؟؟؟؟

    • @فاطمه سادات, سلام دوست من : )
      نه، دلم آنقدر ها هم صاف نیست. خدا برای همه ی آدم هاست، و خدای همه ی دل ناصاف هایی مثل من. کافیه بگردی و در قلبت پیداش کنی.
      البته سید بودن خیلی خوبه، ولی نصب به تنهایی کافی نیست، اما سید ها پیش خدا حتما ارج و قربت خاصی دارند.
      لطفا من رو هم دعا کنید. موفق باشید.

  37. سلام آقا مهدی خسته نباشید دل نوشته خیلی قشنگی بود روحمو خیلی تازه کرد یه دنیا ممنون خیلی خوبه که روحیه وحسهای بچگی رو تا حالا حفظش کردین خودمم تا اندازهای اینطوریم هم به شما تبریک میگم هم به خدای مهربون [تشویق] @};-

  38. من واقعا خدارو شکر میکنم که اینجارو بهم نشون داد، از شما هم خیلی متشکرم، من کلمه خدارو سرچ کردم نمیدونم چرا دنبالش تو اینترنت میگشتم… اما خداییش اونم خوب راهنماییم کرد، خوشحالم که اینجا دوستای خوبی پیدا کردم که مثل من “حس” میکنن، چون نزدیک ترین دوستای روحی من همشون قبل اینکه من کودکی رو طی کنم مردن… در واقع هیچ وقت ندیدمشون ولی بهترین دوستام هستن، اما اینجا میبینم که ما، همه ی تنهاها باهمیم و تنهاییم و باهمیم و…

    • @نور, سلام دوست خوبم، خوشالم اینجا دوستانی به زلالی شما پیدا کردم : )
      شما خدا رو سرچ کردی، چون پاکی قلب و روح آدما، ناخودآگاه همیشه در جستجوی خداست، حتی در این دنیای مجازی و سایبری. ما همه با هم هستیم، و خدا با همه ی ما : )

  39. [دعا] سلام خییلی قشنگ نوشتی…
    دلمو کندی
    معرکه بود میشه یک خواهشی داشته باشم گوشه ی دعاهات اگه میشه یادی از منم بکنی؟؟؟؟
    خداجونم خدای من میدونم که هوامو داره و نمیزاره اشکم بریزه ایمان دارم بهش که نمیذاره دلم بگیره همیشه خنده هاشو حس میکنم ….حرفاتو قبول دارم. از ته دل واقعا نوشته بودی خیلی خوشحالم که تونستم سایتت بیام و اینو بخونم خیلی اتفاقی اومدم و از اومدنم پشیمون نشدم ممنونم برام دعا کن

    • @گیتی, سلام دوست من.
      حتما دعا می کنم شما رو، شما هم من رو حتما دعا کنید. ممنون که می خونیم. حتما خدا همون خداوند هوات رو داره : )
      با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز.

  40. سلام به همگی @};-

    من برای اولین بار که به این سایت ها میام، فقط از تک تکتون التماس دعای مخصوص دارم در این دهه مبارک ذی الحجه، برای انتخاب شریک زندگیم در آینده [دعا] [دعا]
    همیشه خداوند یاورتون باشه و ممنون بابت این نامه زیبا

  41. جواب خدا:
    عزیزکم تو مرا می خوانی و می خواهی، تو مرا تمنا می کنی، تو مرا از من تمنا می کنی…
    تو غیر من را نمی خوانی و نمی خواهی، تو بنده منی…
    توحید یعنی حمد و سپاس به درگاه من، یعنی خواستن و خواندن من…
    من و تو از هم دور نمی شویم، ما با هم هستیم و ما را گریزی از هم نیست، حجابها را خود تو می گذاری بینمان…
    تو اکنون تمنای مرا می کنی ونمی دانی من تمام لحظاتی که غافلی از من تمنایت می کنم.
    مرا از یاد و دلت مبر، مرا تنها مگذار، خالق بی مخلوق آیا مفهومی دارد؟
    من خالق بودنم را، من خداییم را از وجود تو، از بندگی تو دارم.
    من دلم به درد می آید از سختی هایی که تو در این دنیای تضاد متحمل آنها هستی…
    من انتظار می کشم خواستن ترا… آه کشیدن تو را… و صدا زدن نام مرا…
    مرا بخوانید و نا امید نباشید…
    میدانم بنده ام، میدانم سخت است مسیرت، اما عزیزکم تو این راه را سخت می کنی. من بارها گفته ام راه من راه رسیدن به من سادگیست. من ساده ام، تا تو خود را اسیر قید و بندها و پیچیدگی های دنیوی کرده ای مرا هم در سختی می خواهی بیابی…و این است که قرنهاست انسانها سردرگم یافتن من اند…
    من به سادگی کودکان شما ام، کودکان ساده و بی ریای شما…
    فریب شیطان رجیم را نخورید و در دوردستها به دنبال من نباشید و بدانید راه یکی شدن ما با هم در وحدت و یکی شدن دلهای همه ما با هم است و ترک تمنا های دنیوی…

  42. کجا رفتی ای ندای روحانی، ندای معنوی پاک، کجایی ای ناب، ای پاک، ای صمیمی…
    گفته بودی که نزدیکی به من، گم نیستی… می دانم تو گم نمی شوی، تو حاضری تو حضور مسلمی، من بی نوای سردرگم، گم شدم، باز دنیا مرا با خود برد…
    نمی دانم، به بزرگی خودت نمی دانم کجا می روم؟!!
    عمری در طلبت بودم و آواره یافتن و فهمیدنت، عمری دویدم و دویدم در پی ات، عمری آواره ات بودم تا رسیدم و یافتمت ای قدیمی ای بزرگ…
    نمی دانم چرا حالا، حالا که دیدمت، شنیدمت باز گمت می کنم…
    وای بر من وای بر جهالت و شرارت آدمی…
    ساقرم شکسته ای ساقی
    رفته ام ز دست ای ساقی…

  43. سلام مهدی جان. خیلی ذوق کردم از دیدن نامه خدا. آخه منو خدا هم واسه هم نامه می نویسیم…
    من تو دفترم واسه اون می نویسم، اونم تو گوشم آروم جواب می ده و منم جواباشو می نویسم.
    البته خیلی وقته بهش نامه ندادم و شرمندشم که فراموشش کردم و می دونم که اگه همین الان ازش بخوام باهام حرف میزنه اما…
    میخوام آخرین مکاتبه مونو انجا بزارم، اگه دوست داشتید بازم میذارم

    • @masi, سلام دوست من : )
      پس لطفا بخواید. مطمئن باشید خدا رو شما رو فراموش نخواهد کرد.
      بله، خوشحال میشم ببینم، حتما. باز هم بگذارید دل نوشته های زیبای خودتون رو.
      در پناه خداوند شاد باشید.

پاسخ دادن به تنها لغو پاسخ

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

~X( [شیطونک] [رویا] [دعا] [خجالت] [تهوع] [تشویق] [بغل] [-( X( O:-) B-) @};- =P~ =)) =(( ;;) ;)) ;) :| :x :S :P :D :-h :-O :-?? :-? :-/ :-* :)) :) :(( :(