نامه ای از خدا

185
35,994 مشاهده

چند شب پیش، به طور اتفاقی، چیزی رو پیدا کردم. یه نوشته، یه شعر، شاید هم یه نامه. شعر نیست، اما بعضی جاهاش یه وزن و آهنگ خاصی رو احساس می کنم.

اصلا یادم نمیاد چه کسی، کی و کجا این رو برام نوشته. فقط یه چیز رو میدونم. اینکه اون شب، این نوشته، خط به خط برام ترجمه می شد، هر قسمت رو که می خوندم، هنوز به جمله ی بعد نرسیده، قبل از اینکه هر خطش رو بخونم، جمله ی بعدی چند لحظه قبل اتفاق افتاده بود.

کسی چه میدونه چه کسی این رو نوشته، شاید این یه نامه باشه. نامه ای از خدا…

این نوشته رو بدون حتی یک حرف کم و زیاد، اینجا میزارم:

۰۷ January 2010
۰۱:۲۱

غصه نخور عزیزم
غصه نخور، خدا هنوز بزرگه

غصه نخور
تو هنوز جوونی
خیلی از قصه ی تو مونده
آخرِ قصه ات قشنگه مهدی
به خدا قشنگه

غصه نخور
ببین خدا هنوز پیشته
اگه نبود که اینجوری گریه ات نمی گرفت
اگه پیشت نبود که
این گوشه ی  دنیا بهش فکر نمی کردی

غصه نخور
هنوز که یادت نرفته
همیشه میگفتی:
هیچکی هم نباشه، بازم خدا باهاته
آره، گریه نکن
یادته گفتی اگه کسی نیست، خدا که هست؟

فکرش رو نکن
خود خدا یه روز می رسه به دادت
آخر قصه ی تو قشنگه
خود خدا گفته
گفته که دلش بزرگه
دلت رو نمیشکونه مهدی
خدا مهربونه

گریه نکنی، یه وقت دلت میشکنه
توی دلت خدای خوبت نشسته
گریه نکن وقتی تو قلبته
نکنه بشکنی وقتی هنوز پیشته

طاقت بیار
کم کم دیگه وقتشه
ته چاه گیر کردی، میدونم
میدونم سخته
اما کم نیار
خواهش میکنم مهدی
نا امید نشو!
آخرش خودِ خدا دستت رو میگیره…

خدایی که اجازه داد عشقش توی دلت جوونه بزنه
خدایی که هر لحظه حسش کردی
خدایی که باورش داری
حواسش بهت هست
شک نکن.
خدا هیچوقت فراموشت نمیکنه
آخه خدا که بد نمیشه

صبر داشته باش!
طاقت بیار!
خدا دوستت داره مهدی
خدایی که همین وراس..
خدای که توی اشک چشماته
خدای مهربونت
یادت هست چی به خدات میگفتی؟
خدای تو
مهدی، خدای پاکت
خدای پاک و مهربونت
یه جاهایی همین وراس…

خدایی هست مهدی
هست
توی خنده های بابات دیدیش مهدی
توی دست های خوشگل مامانت
توی نگاه مبینا
توی گریه هاش، خنده هاش
توی لب هاش خدا رو دیدی
توی گریه هات مهدی
چه جوری میگی خدا نیست؟
وقتی همین الآن داره از چشمات روی کیبورد میریزه؟!

عزیزم طاقت بیار
ببین خدا واست چی میخواد
بزار خدا سرت بیاره
هر بلایی که دوست داره
هر تصمیمی که میخواد برات بگیره
خدا که بدت رو نمیخواد

غصه نخور عزیزم
خدا دوستت داره
تو که نمی خوای خدا غصه اش بگیره
تو که طاقت نداری گریه ی خدا رو ببینی

خدای پاک و مهربونت
تنها نمی زاره تو رو
میدونم، میدونم یه روزی
یه روزی
آخر قصه
میرسه به دادت…
طاقت بیار
خدا…
پایان خوبی رو واسه قصه ات نوشته…

پس گریه نکن، نزار اشکات بریزه
خدا گناه داره، یه وقت دلش میگیره

غصه نخور عزیزم، خدا باهاته
گریه نکن
گریه کنی، خدا دلش می گیره
غصه نخور
خدا دوستت داره
وقتی مبینا گریه میکنه
دیدی دلت میگیره؟
تو هم گریه ات میگیره؟
خدا تو رو دوست داره
خیلی بیشتر از این حرفا
شاید بهت نگفته
اما خدا هم گریه میکنه
گریه نکن.
نزار گریه اش بگیره

عزیزم
حیف چشات نیست که گریه کنی؟
گریه کنی منم گریه ام میگیره ها
مهدی گریه نکن
تورو خدا
تو رو خدا
منم دلم میگیره

مهدی تو خوشبختی
خوشبختی که هنوز بی بهونه میخندی
که هنوز چشمات بلدن اشک بریزن
مهدی
همینکه خدا رو باور داری
خوشبختی
تو همه چیز رو داری
خدا همه چیز توئه

آره مهدی، بخند
خنده هات قشنگه
خنده هات رو دوست دارم

دلم برات تنگ شده
برای مهدی خودم
مهدی مهربونم
مهدی ای که همیشه میخندید
مهدی تو رو خددا گریه نکن…
بخند
ببین خدای خووبت رو
ببین چقدر دوسش داری
ببین اونم دوستت داره

به خدات فکر کن
خدای تو، همون خدایی که صداش میکردی:
خدای پاکم…
همون خدایی که گوشه ی اتاقت بود
همون خدایی که واسش جیک جیک میکردی…

قربون اشکات برم
که گوشه ی چشمات خشک شده
نبینم بازم غصه بخوری
خدا کمکت میکنه
اینو خودش بهم گفته
گفت که مهربونه
که رحیمه، رحمانه

میگن خدا بزرگه
بزرگ مهدی
بزرگ تر از مشکل تو
بزرگ تر از تموم رنج و غصه هات
بزرگ تر از اشک ها و دلیل اشک هات
پس به خودش بسپر

میرسه به دادت
دستت رو میگیره
اشک هات رو با دست های خودش پاک میکنه
نا امید نشو مهدی
بزرگترین گناه، نا امیدی یه

به خود خدات قسم که ایمان دارم
ایمان دارم که همه چیز درست میشه مهدی
و بعد ها که تو وقتی این نوشته ها رو میخونی
مشکلت حل ده
و تو
سرمست و مغرور
فقط میخندی…

و شروع میکنی به نوشتن
به نوشتن قصه ی خودت
و یادت میاری که:

” یکی بود یکی نبود
روزی روزگاری
یه روزی
یه وقتی
یه جایی
یه گوشه از دنیا
یه پسر نشسته بود
که گریه میکرد
پسری که جز خدا هیچکی رو نداشت
پسرک خدا رو صدا زد
ازش خواست که کمکش کنه
و یه جایی
کمی اونورتر
فقط کمی آنطرفتر
یه خدایی بود
خدای پسرک بود
که به حرف های پسرک گوش میکرد
خدا پسرک رو میدید
دوستش داشت…
خدا اشک های پسرک رو پاک کرد
پسرکی که وقت غصه و گریه هم از خدا نا امید نشده بود
پسرکی که گریه میکرد، پسرک نبود، اون دیگه یک مرد شده بود…

…و بعد از سالها
یه روز دیگه از همون روزهای خدا
یه وقت دیگه
یه جای دیگه
توی یک گوشه ی دیگه از زمین خدا
همون پسرک نشسته بود
و خدایی که نزدیک بود
خیلی نزدیک تر…
اما دیگه صدای گریه ای نمیومد
فقط صدای خنده بود که شنیده میشد
صدای خنده های پسرک
که با صدای خنده ی خدا که از خنده های پسرک بی اختیار می خندید، آمیخته بود… “

خدایا
منتظرت میمونم.
منتظر اون روزی
اون وقتی
اون جایی…
که منو تو
با هم بخندیم.
روزی که غصه هام رو از من بگیری
و من تو
وقتی به این روزهای تلخ فکر کنیم
از ته دل بخندیم.

منتظرم که داستان زندگی منو کامل کنی
مطمئنم که کمکم میکنی
آخر قصه میرسی به داد من
منتظرم خدای پاکم.

– ناشناس

 

کی اشکاتو پاک می کنه، شبا که غصه داری
دست رو موهات کی میکشه، وقتی منو نداری
شونه ی کی، مرهم هق هقت میشه دوباره
از کی بهونه می گیری، شبای بی ستاره

برگ ریزونای پاییز، کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع می کنه، برگای زرد و خسته
کی منتظر میمونه، حتی شبای یلدا
تا خنده رو لبات بیاد، شب برسه به فردا

کی از سرود بارون، قصه برات میسازه
از عاشقی می خونه، وقتی که راه درازه
کی از ستاره بارون، چشماشو هم میزاره
نکنه ستاره ای بیاد، یاد تورو نیاره

کی اشکاتو پاک می کنه…
(ترانه از ابی)

185 نظر

  1. سلام…..
    اومدم بگم التماس دعا….
    شاید ی آمین گفتن شما به دعام بتونه منو نجات بده…….شاید صدای شما زودتر از من بهش برسه. تا حالا اینجوری نشکسته بودم. نامه ی قشنگی بود کلی باهاش اشک ریختم . واسه همه دل شکسته ها و گرفتارا و در اخر اگه دوست داشتید واسه منم……دعا کنید. 
    ی “آمین” از ته دل واسه دعاهای قشنگتون
    موفق باشین @};-

    • @نفس, از طرفِ من هم:‌ آمین

      سلام دوستِ من
      صدای همه به خدا می‌ٰرسه، و فقط خدا میدونه که کی پیشش عزیز تر از دیگرانه. اونم نه به اون معنی که دیگران براش عزیز نباشن. چون خودِ طرف خدا براش عزیز تر از دیگران بوده.
      مطمئن باش صدات قبل از همه به خدا رسیده :‌)
      موفق باشی دوستِ من

  2. سلام آقامهدی
    ممنون که جوابمو دادی دیگه داشتم ناامید میشدم خوشحالم که مشغله ات کمتر شده تا بتونی یه سری هم به وبلاگ بزنی برام دعاکن

    • @سمیه, سلام دوستم، بازم عذر می‌خوام که پاسخ نظر قبلی رو دیر دادم. واقعا سرم شلوغ بود.
      چشم، حتما. امیدوارم خنده همیشه رو لبات باشه. التماسِ دعا.

  3. سلام آقا مهدی امیدوارم حالت خوب باشه و لبخند همیشه رو لبت باشه

    . از نوشته هاتون

    خوشم میاد. اینکه احساس کنی یکی هست وجود خدا رو یاداوری کنه بهت. مخصوصا وقتی که ناامید میشیم موفق باشی اقا مهدی [دعا]

    • @الهام, سلام دوست من، ممنون. شاید خود از همه بیشتر نیاز دارم یکی آرامشم بود، تا هیچ‌وقت یادم نره خدا رو کجا و چرا دیدم…….
      ممنون، شما هم موفق باشی دوستِ من :‌)

  4. سلام آقا مهدی
    ممنونم از اینکه به پیامم پاسخ دادی :)

    ، مرسی از راهنماییت، حتما دعا میکنم [دعا] ، میدونید با تصوری که ازتون باخوندن نوشته هاتون پیدا کردم مطمنم تلاطم و بالا پایین های زندگی فقط وسیله ایه از طرف خدا برا اینکه آقا مهدیشو نذاره اونو حتی یه لحظه فراموشش کنه، مطمنم با این همه دعایی که همه طرفدارای وبلاگت دارند و از اینکه این همه دلهای شکسته رو آروم کردیو و صدای خدارو بهشون رسوندی، خدا تو رو بی جواب نمیذاره از خدا میخوام و مطمنم خیلی زود به آرامش میرسی دوست خوب من
    .

    • @الناز, سلام دوستِ من. مرسی از دعا و حرفای قشنگت :)
      امیدوارم همونجور که میگی باشه، ولی واقعا دیگه یکمی بیشتر بشه، واقعا کم میارم.
      من که به گفته‌ی شما، سعی کردم آدما رو کمی آروم کنم، خودم از همه بیشتر به یکی احتیاج دارم که آرومم کنه و پیشش نترسم از دنیا و آدما و زندگی. باور کن، که گاهی فقط با وجود یک نفر، و فقط یک نفر که آرامشت بشه، تموم ناآرامی‌های دنیا هم نمی‌تونه آدم رو لحظه‌ای طوفانی کنه.
      باز هم مرسی، کاش همه چیز یهو درست میشد. مرسی از دعات دوستم.

  5. سلام – خیلی ممنون از حرفهای دلنشینتون – حرف از خدا – از یار باوفا – همیشه به دل می شینه – مخصوصا اگر دلت شکسته باشه – واقعیته – هست – ماییم که بی توجهیم – ماییم که کم لطفیم – وقتی تو زندگی کم میارم و چاره ای ندارم دست می ذارم رو قلبم – با همه وجود حس می کنم که چه تند می تپه – خدای قلبمه – می گه من هستم – بنده من – من هستم و اراده من به اینه که باشی – پس هستی و هستم – خوب باش – خوب زندگی کن و دنبال خوبی ها باش – توجه کردین وقتی یکی رو دوست داریم تمام سعیمون اینه که مثل اون باشیم – ببنیم چی دوست داره همون طور عمل کنیم – خدایی داریم که دوسمون داره و دوسش داریم با همه وجود – کاش بشه بتونیم مثل خدای مهربون مهربون باگذشت صبور بخشنده بزرگ و… باشیم
    به قدری عاشق خدام – به قدری دوسش دارم – به قدری به وجودش می بالم و به قدری از این که بندشم سپاسگزارم که با همه وجودم خدا رو براتون آرزو دارم

  6. فقط میتونم بگم خیلی ممنون
    خیلی آروم شدم …. از همه تون میخوام برا من برا همه اونایی که اینجا هستن و نظر دادن دعا کنید

    فقط اینو میدونم خدا خیلی نزدیکه افسوس که ما خودمونو به ندیدن می زنیم افسوس …

  7. سلام
    الان که دارم این پیام رو می نویسم دارم زار زار از خوشحالی گریه می کنم مطمنم اینم نامه ای برای من از خدا بود، دلم خیلی گرفته بود خیلی…. از خدا میخواستم باهام حرف بزنه اما نمیدونستم چطور گوگل بازکردم نمی دونستم چی بنویسم خدایا رو زدم نمی دونم چطور شد اولین صفحه اینجا باز شد تمام جملاتو انگار داشت برا من می گفت خیلی خوشحالم هنوز خدا داره صدامو میشنوه خیلی دوست دارم خدا خیلی
    تو رو قسم به بزرگیت تنهام نذار :(( :(( [دعا]

    • @الناز, سلام دوستِ من
      خدا هم ممکنه حرفاش رو با شما از زبون و نوشته‌ی یه آدم دیگه بزنه… هروقت دلت خواست خدا باهات حرف بزنه، اون لحظه‌ای که دل‌شکسته‌ای و کسی جز خدا رو نداری، چشم‌هات رو ببند و به اونی فک کن که می‌تونه بی اندازه ببخشه…
      اونوقت می‌بینی که از چشمات جاری خواهد شد خدا
      و از قلبت لبریز میشه… :‌)

  8. سلام خیلی خوب بود………
    خیلی ارومم کرد ………واقعا خوش به حالت که اینقد خدا دوست داره…………..خوش به حلت………تو ایقد خوبی برا منم دعا کن که خیلی محتاجم……..یا رب. :|

  9. سلام دوباره میگم یادت نره واسم دعا کنی خواهش یادت نرههههههههههههههههههههاااااااااااااااا باشه =(( =(( =(( =(( =((

  10. سلام خوش به حالت کاشکی خدا جواب منو هم بده خیلی دلم پررررررررره خیلی تو که اینقدر دلت پاکه لطفا واسه منم دعا کن به چیزی که می خوام برسم به خدا بگو بگو خواهش می کنم بگو به خدا بگو خدا صدای تو رو میشنوه خواهش میکنم واسم دعا کن =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =((

    • @عسل, سلام دوست من
      چشم، من برای شما دعا می کنم.
      مرسی، اما اونجوری ها هم که میگی نیستم… اصلا هم نیستم.
      خدا، خدای تو هم هست. واسه خدا بنده هاش فرقی نداره. همین الآن از ته قلبت ازش بخواه، باهش صحبت کن، شک نکن میشنوه، جواب هم میده.
      واسه دعا، نیازی به هیچکس نداری، بی واسطه دعا کن. خدا مالِ توئه !
      من واسه شما دعا می کنم. شما هم لطفا واسه من دعا کنید…

  11. سلام خیلی قشنگ بود شعرش ای خدا ارزومه یه بارم ازاین اتفاقا واسه من بیوفته.بد دلم گرفته از اینکه چرا رابطمو نمیتونم با خدا خوب کنم خیلی ایمانم ضعیف امیدوارم خودش کمکم کنه.ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    • @رویا, سلام دوست من
      واسه شما هم اتفاق می افته. خدا که با لب و دهان حرف نمی زنه !
      به ندای قلبت گوش کن… صدای خدا رو می شنوی… با منم همینجوری حرف زده :‌)

  12. آقا مهدی . در تمام طول خواندن نامه داشتم اشک می ریختم . انگار این حرف ها فقط برای من و تسکین حال زار من نوشته شده بود. می دونم کار خدا بوده که من به وبلاگ شما بیام و این نامه ی قشنگ را بخونم. چطور خدا را با این همه مهربانیش فراموش کرده بودم و از کمک او نا امید شده بودم؟ بدبختی همه ی ما همین فراموش کردن خدا و نا امید شدنمان از رحمت اوست. از او می خوام که نه فقط وقتی مشکلی داریم بلکه همیشه و همه جا یاد خودش را از دل ما جدا نکنه. چون وقتی هیچ کس نیست خدا که هست!

    • @علی, سلام دوست من
      خیلی خوشحالم که شما رو یاد خدا انداخت. :‌)
      آره، حتما خودش دلش واست تنگ شده بود، صدات کرده بود، که الآن دلت واسش تنگ شده. خدا گاهی اینجوری با آدم حرف می زنه… :‌)

  13. سلام
    نمی دونم چی شد که اومدم تو وبت ولی هرچی باعث شد الان خوشحالم که اینو خوندم کلی گریه کردم و سبک شدم
    من خیلی وقتا حس میکنم خدا هوامو نداره و فراموشم کرده ولی با خوندن این شعر کلی روحیه گرفتم مرسی زیاد
    امیدوارم همه به ارزوهاشون برسن واسه من هم دعا کنید ی چیزی تو دلم هست که فقط خودش ازش خبر داره

  14. سلام دوست من

    ترانه زیبایی بود. واقعا لذت بردم. از شما ممنونم که باعث شدی خدا از روی صورتم به روی کیبورد بچکه!
    من دوست دارم در پاسخ به دوست دیگه مون “ساقی” بگم که چطور ممکنه که خودت در ابتدای نوشته ات بگی “از طرف خداوند” و خودت رو جای خدا بذاری و از طرف اون حرف بزنی و برداشتهای خودت رو جای نظرات اون بذاری و همزمان دیگران رو از این کار نهی کنی که لطفا کارهای خودتون رو به حساب من – یعنی خدا – نذارید.
    نمیخوام بگم که حرفات اشتباهه. این شرط عقل هست که باید اندیشه و سپس تلاش کرد تا به نتیجه برسی. ولی هر اندیشه و تلاشی لزوما به نتیجه نمیرسه، بلکه باید بعد از اینها واگذار کرد به خدا و به او امید بست. و لازمه این توکل و امید اینه که خدا رو بر حال خودت بینا و آگاه بدانی. چرا که اون گفته که من جایی بین شما و قلبتان هستم.
    پیروز باشید.

    • @اسماعیل, سلام دوستم
      بله، دقیقاً. نویسنده‌ی اون متن، خودش همون کاری رو کرده، که توی اون نوشته، دیگران رو از اون منع کرده.
      من با حرفای شما، موافقم.
      ولی خب میدونی، هر کسی یه جوری با خدای خودش حرف می‌زنه، باهاش ارتباط برقرار می‌کنه، ازش گله و شکایت می‌کنه، اعتراض می‌کنه به وضع دنیا…
      اون دوست خوبمون هم، مسلماً ته دلش مثله ماها بوده، که اومده و نظر گذاشته اینجا، حالا اون هم به شیوه‌ی خودش… :)

      موفق باشی دوستِ من

  15. تورو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون. دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند .شبی خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به ۲۰ نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد . مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد ۲۰ میلیون بدست آورد . به دست کسی دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد. اگر به زینب اعتقاد داری این پیام واسه ۲۰ نفر بفرست…………… ۲۰ روز دیگه منتظر معجزه باش اگر نرسید با این تماس بگیر :

  16. امروز گریستم تنها ، دلم شکست اما اشکم روی دردهام پرده کشید. ممنونم امروز گریستم با تمام کسانی که این نوشته را خاندن . اجرت با آقا امام زمان

    • @del shekaste, ممنون دوستِ من،
      “اشک، بخار لطیفی است که از قلب بر خاسته و از مجرای دیده فرود آمده…”

      باران، از چشم‌هایت می‌بارد…
      شاد باشی

  17. سلام خدا دوست دارم تو را. امروز اشکهایم را پاک کن . خدای من ، درد وجودم را بی حس کرده ، نگاه میکنم اما نمیبینم ، میخندم اما کسی در درونم ضجه میزند ، سکوت میکنم اما کسی در من فریاد میزند، خدایا تنها مگذار مرا که محتاج ترینم به تو. دردهایم را به دستان خدایت میسپارم ، مرا فراموش مکن.

  18. سلام خواهشن واسم دعا کنید باران می بارد به حرمت کداممان نمیدانم فقط ایرا میدانم باران صدای پای اجابت است خدا با همه جبروتش ناز میخرد نیاز می کنید

    • @سحر, همیشه باروم من رو یادِ خدا میندازه…
      می‌باره، همه‌جا… رو سر کوچیک و بزرگ و پولدار و فقیر…
      آدم زیر بارون خیس میشه، رو تنش احساسش می‌کنه، بی‌واسطه…
      بارون می‌شوره، پاک می‌کنه، زمین رو از هر چی آلودگی و ناپاکیه
      و بارون از آسمون میاد، مثلِ خدا…

      امیدارم دعاتون برآورده شده باشه / بشه :)

  19. سلام. من خدا رو دیدم. من خدا رو لمس کردم. من با تمام وجود صداشو شنیدم. قصه زندگیم مثل این نامه است. در حال سقوط ته چاه در حالیکه مطمئن بودم دارمنابود میشم،خدا دستمو گرفت اروم بالا کشیدم. خدایم ممنون

  20. سلام
    خسته نباشید… چه وبلاگ زیبایی داری
    تمایل به لینک داشتی منو با نام “زنـــدگــی خـــوب و ایده آل” بلینک و بهم اطلاع بده با هر نامی که دوست داشتی بلینکمت

  21. من خدا رو می خوام [دعا]
    خودش می دونه می خوامش. اما خدا خیلی بزرگه. سخت به دست میاد. من نمی تونم داشته باشمش
    خوش به حال شما و هر کسی که خدا رو داره

  22. مطالبتون بی نظیره باید.من به طور کاملا اتفاقی تو فیس بوک چشمم به اگر هیچ کس نیست خداکه هست افتاد ولی الان هرروز با اشتیاق تمام میرم که بخونم…ممنون @};-

  23. ……… : تورو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون. دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند .شبی خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به ۲۰ نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد . مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد ۲۰ میلیون بدست آورد . به دست کسی دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد. اگر به زینب اعتقاد داری این پیام واسه ۲۰ نفر بفرست…………… ۲۰ روز دیگه منتظر معجزه باش اگر نرسید با این تماس بگیر : > 09163803915
    [Web] –

    • sala@uuygggyu, سلام یعنی واقعن واقعن این اتفاق واست افتاده؟
      چرا
      با احساسه مردم بازی میکنی؟چرا میخاین به ائمه بد گمونشون کنین؟دلت میاد؟اونا تنها امید من و امثال منن =(( =(( :((

  24. دارم میمیرم خداااااااااااااااااااااااا خودت میدونی دل من چقد نازکه چقد باید صدات بزنم کمک کن خداااااااااااااااااااااا
    برام دعا کنید

  25. از طرف خداوند

    فرض کنید من اصلا وجود ندارم ؛ بروید مثل آدم زندگی تان را بکنید و این قدر داستان و شعر درست نکنید

    خودتان نماینده های من را درست کرده اید که کاسبی کنید و سر همدیگر را کلاه بگذارید ، چرا پای من را وسط می کشید ؟

    اگر من خدایم چرا موسی را بفرستم بگویم شنبه را تعطیل کند و عیسی را بفرستم بگویم یک شنبه را و محمد را بفرستم بگویم جمعه را ؟

    چرا کاری کنم که عیسوی شرابش را در کلیسا بنوشد و مسلمان به جای شراب شلاق بخورد ؟

    چرا یکی چادر بکنه سرش یکی تاپ به تنش ؟

    چرا یکی با امام حال کنه یکی با پیغمبر . یکی با خیالش ؟؟؟!!! چرا یکی بشه خاتم بقیه باشن با ماتم ؟؟

    اگر من با نام دین وجود دارم و این قدر مهربان هستم که همه دین ها می گویند چرا بیشتر تلفات تاریخ و جنگ ها در تاریخ با نام دین و انجام تکلیف دینی و هدایت مردم و بردن مردم به بهشت صورت گرفته است ؟

    فکر کردین اونا که مردن تو بهشتن یا جهنم ؟

    اصلا فکر کردین تکلیف اونا که قبل از عیسی و موسی ومحمد و علی مردن چی میشه ؟

    اگر من این خدا بودم چرا این همه آدم کج و معوج به اسم من روی زمین خدایی می کنند و کلید بهشت می فروشند و یا دنیا را برای مخلوقات من (؟!) جهنم کرده اند ؟

    خدایی که به عبادت محتاج باشد ، خدایی که قسم بخورد جهنمش را از نافرمانان پر می کند ، خدایی که فقط محبان علی را به بهشت راه بدهد و بقیه پیامبرانش بشوند زرشک ، خدایی که می گوید زمین آزمایشگاه است و آدم ها موش آزمایشگاهی و تمام آن چه که در زمین حرام کرده را در بهشت وعده می دهد من نیستم

    بروید مغزتان را بکار ببرید و بیخود بی عرضگی هایتان را به اسم این که من چیزی می دانم که شما نمی دانید نگذارید

    اگر نمی توانید از پس گردن کلفت هایتان بر بیائید چرا پای من را وسط می کشید ؟ نخیر ؛ قرار نیست من در آن دنیا حساب لات و لوت های دنیا را برسم

    اگر عرضه دارید خودتان از خجالتشان در بیائید و الکی خودتان را بچه مثبت های بی عرضه بهشت معرفی نکنید

    یعنی چی دست روی دست می گذارید و منتظران فلان و بهمان می شوید.آقا جان قرار نیست کسی را بفرستم.مفهوم شد ؟

    همه شماها چند میلیاردی سلول خاکستری در آن مغزهایتان دارید ، بکارش ببرید و بجای تسبیح و استخاره انداختن ، از این سلول ها استفاده کنید تا فاسد نشود

    اگر در قدرت طلبی و فریبکاری روی مزرعه حیوانات را هم سفید کرده اید و به همه دنیا گند زده اید چرا می گوئید قضا و قدر من است ؟ یعنی اگه من خدا بودم اندازه مدیر گوگل هم عرضه نداشتم یک دم و دستگاه درست و حسابی راه بندازم که هم کارمندش راضی باشد هم مصرف کننده اش ؟

    چرا پولتونو بیخودی به مسجد و کلیسا اهدا میکنید! باور کنید من راضی به این کار نیستم. من بیشتر خوشحال میشدم اگر پولتونو به جاهایی که واقعن احتیاج دارند بدین. دورو بر خودتونو نگاه کنین. مسجد و کلیساهای با گنبد طلا به پول شما احتیاج دارن یا مراکز فرهنگی، بیمارستانها، مدارس و یتیمخانه ها؟ باور کنین نمایندگان واقعی من در این مکانها هستند نه در مسجد و کلیسا!

    شما یک بار در این گوگل
    Sign In
    کنید تا دو هفته بس است لازم نیست روزی چند بار جلویش خم و راست بشوید و هزار خواهش و تمنا کنی تا سرویس هایش
    مثل ساعت کار کند

    وضع دعا و نفرین هایتان هم از همه بدتر است !بهتان گفته باشم
    که ۹۹/۹۹
    درصد این دعاها
    Spam
    است و اصلا در
    Mail Box
    من ظاهر نمی شود . آخر یعنی چی ؛ خدایا همه را خوشبخت کن ؟

    من به شما عقل دادم که فکر کنید
    من به شما دست دادم که عمل کنید
    پا دادم که حرکت کنید و چشم دادم که ببینید و گوش و حس و بینی و … همه را دادم که خودتان تصمیم بگیرید و انجام دهید و بسنجید و بفهمید . همه را ندادم که خودم دست به کار مستجاب کردن دعا و استخاره کردن و قانون گذاشتن و قانون اجرا کردن و مجازات کردن و پاداش دادن باشم

    شما فکر کردید من اینقدر بی ثباتم که هر دینی رو به مزاق یکی و دلخوشی دیگری وضع کنم . و هر دفعه یه قانون جدید و متضاد با قانون قبلی بگذارم

    یه کم از عقلتون استفاده کنید
    عقل عقل عقل
    عقل عقل عقل
    عقل عقل عقل
    عقل عقل عقل
    عقل عقل عقل

  26. سلام خدای مهربونم. @};- :x
    خدایا ما ادما چقدر خوشبختیم که تو رو داریم که همیشه با ماهستی و تنهامون نمیزاری.
    خدای خوب و مهربونم مثل همیشه هیچوقت حتی یه ثانیه تنهام نگذار. @};-

  27. گفتم : خدایا … از همه دلگیرم

    گفت : حتی از من ؟!

    گفتم : خدایا … دلم را ربودند

    گفت : پیش از من ؟!

    گفتم : خدایا … چقدر دوری

    گفت : تو یا من ؟!

    گفتم : خدایا … تنهاترینم

    گفت : پس من ؟!

    گفتم : خدایا کمک خواستم

    گفت : از غیر من ؟!

    گفتم : خدایا دوستت دارم …..

    گفت : بیش از من ؟!

  28. سلام.
    اشک ریختن کار آسونیه…
    تا حالا چندین نفربا کنایه بهم گفتن…
    حیف که هیچ وقت کسی اشکامو باور نکرد…
    آخه همه خنده هامو دیده بودن…

    حیف اونی که اشکامو باور می کرد هیچ وقت اونا رو ندید…

    ببخشید اگه زیادی وراجی می کنم…
    دو سال سکوت کردم و هیچی نشد…

    آقا مهدی ؛
    از دوستای مهربونت بخواه تا واسه مریضی داداشم دعا کنن…
    واسه دل شکسته ی منم همینطور…

    • @ن., سلام.
      چشم. مطمئنم همه ی دوستای خوبی که اینجا رو می خونن واسه داداش شما دعا می کنن
      منم امیدوارم حالشون خیلی زود خوب خوب بشه
      همینطور حال دل شکسته ی شما :)

      و در ضمن…
      این هم ۴۰۰ امین دیدگاه ثبت شده در وبلاگ…

  29. سلام.
    نوشته هات خیلی خوبن…
    ای کاش بیشتر می نوشتی…
    این روزا پیدا کردن نوشته هایی که از صمیم قلب باشه تا به دلم بشینه برام خیلی سخته..
    همه نمی دونن که چجوری باید حرف بزنن…
    کاشکی منم می تونستم انقدر راحت حرف دلم رو بزنم…
    به قول استاد پناهی عزیز… : “… چشمه اشکیمان بیشتر از سوراخ دهانمان کار می کند…”

    • @ن., سلام
      اینجا رو دوست دارم. نمیخوام بدون اون حسی که خودم میدونم بنویسم.
      نمیخوام هر نوشته ای قاطی نوشته هایی که دوستشون دارم بشه
      واسه همینه که کم می نویسم
      حرف زدن و نوشتن هم کار خیلی سختی نیست. مهم اینه که چقدر از ته دلت باشن و چقدر بهشون عمل کنی
      در ضمن، فکر نمیکنم که اشک ریختن از هر کسی بر بیاد
      قدرش رو بدون…

    • @امیر, لطفا هر کی این نظر رو خوند، حتما واسه آقا امیر دعا کنه :) امیدوارم به چیزی که درسته، برسی
      واسه من هم دعا کنید.
      لطفا……………………………..

  30. می دونی ،
    دنبال یه چیزی می گشتم که آرومم کنه…
    دیگه داشتم دیوونه می شدم…
    داشت می زد به سرم…
    اتفاقی پیدات کردم…
    خیلی آرومم کردی …
    خیلی…
    ممنونم ازت…
    باورت نمی شه که نمی تونم جلو اشکامو بگیرم که داره کیبوردو خیس می کنه…

    احتیاج داشتم به یکی که حرف دلمو بزنه…
    ممنونم ازت…

    • @ن., خوبه، خوشحالم :)
      همه رو آروم میکنم، انگار…
      ولی نمیدونم خودم چرا آروم و قرار ندارمممم ! :)
      خب، مثل اینکه این نوشته ها، همونجور که واسه من، وقتی میخوندم همون لحظه اتفاق میفتاد، واسه تو هم… خیس شدن کیبورد رو میگم…

  31. تو رو خدا..تو رو ابوالفضل یه گوشه از وبلاگت بگو واسه برگشتن عشقم علی دعا کنن.خواهش میکنم……

    • @حدیث, باشه دوست عزیز
      همینجا هر کی این نوشته رو میخونه، لطفا دعا کنه…
      نمیدونم قصه ی زندگیت رو…
      نمیدونم چی شده. ولی اگه واقعا عشق باشه، حتما درست میشه :)
      حالا نه همیشه اونجوری که “ما” انتظارش رو داریم

  32. سلام
    خیلی هم تنها نیستیا همین که پدر و مادر و خواهر کوچولوی خوب داری یزرگترین نعمته.من باید بگم تنهام که اونا رو هم ندارم

    • @علی, سلام
      مطمئنم شما هم حتما خیلی چیزا داری علی جان :)
      فکرش رو کن، این همه آدم پدر و مادر و خواهر کوچولو دارن. اما حتی گاهی ازشون متنفرن، فرار می کنن!
      چشماتو باز کن. مطمئنم تو هم خیلی چیزا داری. خیلی نعمت ها. که لزوما نباید شبیه بقیه باشه
      مثلا، همین خودت. سلامتیت. دوستات. نمیدونم، خیلی چیزا که من یا شاید هیچکس دیگه ندونه. اما “تو” میدونی
      اصلا اگه هیچکس نیست، خدا که هست… :)
      فقط حواست بهشون باشه…

      ” زندگی یعنی… یک سار پرید!
      از چه دلتنگ شدی؟
      دلخوشی ها کم نیست!
      مثلا این خورشید
      کودک پس فردا
      کفتر آن هفته… ”

      (سهراب سپهری)

  33. @};- سلام. احوال شما.چنذوقت بود فراموش کرده بودم سربزنم. چقدر خوب که میلتو دیدم و یادم اومد که قبلا خیلی با وبلاگت حال میکردم.الانم خیلی مطلبت قشنگ بود اشک مارو در اوردی پسر

  34. یکی از بستگان خدا
    شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
    پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.یکی از بستگان خدا
    شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
    پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
    – آهای، آقا پسر!
    پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد. پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
    – شما خدا هستید؟
    – نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
    – آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

  35. سلام. مثل همیشه فقط می با رم. همین الان بود که دلم ریخت مثل اشکهام . نمیدونم چه طور شد اومدم اینجا. فقط می دونم خدا…………

  36. سلام اینم یه نظره!!
    اما من نظرم در مورد بعضی وقتا بود؛هیچ کس که همیشه تنها نیست گاهی خدا دوست داره که بنده اش مثل خودش تنها باشه نه که تنهای تنها! خودش باشه و بنده اش! یعنی برای لحظاتی تنها ماله خودش باشی!!!
    اما اونقدر دوستمون داره که نمی تونه تنهایی مون رو ببینه واسه همین یکی رو برامون میفرسته تا تنها نباشیم!!!
    کاش وقتی یکی میاد اونو تنها نذاریم!فراموشش نکنیم!…

    • @زهراالسادات, سلام، خدا تنهاست. چون خداست. ما که خدا نیستیم. خدا ما رو واسه تنها بودن نساخته. برای با هم بودن ساخته. این یکی رو مطمئنم.
      ما آدما هستیم که یا چون تنها هستیم خدا رو بهونه می کنیم، یا چون تنها میزاریم…

    • @ناشناس, آره واقعا. خوش به حالم که یکی رو دارم :)
      فقط میدونی چیه؟ نگرفتی. اون “یکی” رو تو هم داری، تو هم میتونی داشته باشی… اگه بخوای !
      اون یکی رو من واسه خودم “ساختم”. تو هم یکی واسه خودت بساز. منتظر چی هستی؟ ;)

      امیدوارم اینبار گرفته باشی.

  37. سلام
    نامه زیبایی بود!یه بار که خیلی دلم از زمونه گرفته بود و با بی میلی می خواستم درس بخونم یکی که نیمدونم کی و کجا جزوه ام دستش افتاده بود یه جمله کوتاه برام نوشته بود که اون روز آرومم کرد و الآنم خیلی دوستش دارم!
    !!!آن خدایی که بزرگش خواندی،به خدا مثل تو تنهاست بخند!!!
    خدا چون دوستم داره می خواد مثل خودش تنها باشم!!!
    !!!به خدا اعتماد کن!!!

    • @زهراالسادات, سلام، باهات موافق نیستم. خدا خودش تنهاست، خیلی هم تنها. اما اون خداست. نه منو تو. خدا اگه میخواست آدماش تنها باشن اونا رو زن و مرد نمی آفرید. می تونست واسه تولیدمثل و بقای نسل، روش های دیگه ای انتخاب کنه! پس خدا دوست نداره ما آدما تنها باشیم. تنهایی فقط مختص ذات خداست.
      اما اگه نمیدونی، بدون که من خیلی تنهام. نه اینکه نتونم تنها نباشم، خودم تنهایی رو انتخاب کردم. دوس دارم تنها باشم. ولی مطمئنا اگه یه روزی، یه وقتی، یکی باشه که حس کنم بودنش از تنهایی واسم بهتره، یه لحظه هم درنگ نمی کنم. من از تنهایی بدم میاد! اما از با خیلیا بودن، خیلی بیشتر بدم میاد.

      این شعر رو من خیلی وقت پیشا خوندم و خیلی هم دوسش دارم. شعر از (خانوم نغمه رضائی):

      …:. آدمک .:…

      آدمک آخر دنیاست ، بخند
      آدمک مرگ همین جاست، بخند

      آن خدایی که بزرگش خواندی
      به خدا مثل تو تنهاست، بخند

      دستخطی که تو را عاشق کرد
      شوخی کاغذی ماست، بخند

      فکر کن درد تو ارزشمند است
      فکر کن گریه چه زیباست ،بخند

      صبح فردا به شبت نیست که نیست
      تازه انگار که فرداست ،بخند

      راستی آنچه به یادت دادیم
      پر زدن نیست که درجاست، بخند

      آدمک نغمه آغاز نخوان
      به خدا آخر دنیاست، بخند

      • @mEhdi, خوش بحال کسی که قلب شما براش بزنه قلبی که سرشار از خداست
        از خدا میخوام بهترین بانو رو همراهت کنه تو زندگیت

  38. دوست بهشتی من بازم تو دلم کولاک کردی خوشا به سعادت همه ما مخلوقات که خدایی داریم که اگه حتی هیچ کس برامون نمونده باشه و تنهامون گذاشته باشن بازم اون هست که عاشقانه دوستمون داره و به وقتش هم گوشمالیمون میده هم ازمون حمایت می کنه و هوامون رو داره. بهت تبریک میگم و برات همیشه آرزوی بهترین ها رو دارم و اما ترانه ای که گذاشته بودی!دقیقا دو سال پیش ۹تیرآخرین روز زندگیمون زیر یه سقف وقتی داشتم از دوستم که میشناسیش خداحافظی می کردم این ترانه رو واسش فرستادم واسه همین خیلی این شعرو دوست دارم دقیقا حرف دل منه و حس منو بیان می کنه.
    همیشه موفق باشی

    • @سروناز, سلام دوست من، خوشحالم تونستم بخشی از احساس و دنیای خودم رو باهات شریک باشم :) من این ترانه رو خیلی دوست دارم. احساس میکنم یه جور عشق خالص و ناب، میتونه همچین شکلی داشته باشه. باهاش همزاد پنداری عجیبی میکنم. با اون کسی که اشک یکی رو پاک میکنه و پا به پاش گریه میکنه، اینقدر که جفت شون بزنن زیر خنده…

  39. سلام
    خوبی؟ @};-

    بــه وسواسش دچـــارم می کند خناس شیطان

    که تــــا از ریشــه بـر چیند بساط عشق و ایمان

    نمـــی دانـــد بـــه جورش می کنم صبر و تحمل

    شب هجـــران بــه پایان مـی رسد روز درخشان

    نمــــاند چــــادر شب تـــــا ابد بــــر روز روشـــن

    سپیــــده ســــر زند بـر عــــاشق زار و پریشــان

    به شب خفـاش خون آشام اگر بر جلوه می شد

    ز نــــور مهـــر روز افروز روشــن شـــد گــریـــزان

    شب افســـــرده ی ســـرد زمستان مــی گریزد

    فرود آید شب مستی چه خوش بر جمع مستان

    بـــه گـــوش آیــد صـــدای چهچه بلبل ز هر سو

    بـــه جـــای خنــده ی کفتـار زشت همراه گرگان

    لگــد مـــال دی و بهمـــن نمـــی مـــاند ز سـرما

    بروید سبــــزه از هـــر گوشــه ای از سبزه زاران

    بــرو ای مدعــی از « بی نشان » بگذر کـه او را

    توکــــل بــر خـــدا ، یکســـان نماند حـــال دوران

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

~X( [شیطونک] [رویا] [دعا] [خجالت] [تهوع] [تشویق] [بغل] [-( X( O:-) B-) @};- =P~ =)) =(( ;;) ;)) ;) :| :x :S :P :D :-h :-O :-?? :-? :-/ :-* :)) :) :(( :(