انرژی + بدهید

 

نوشته‌های درباره‌ی: مبینا

وقتی خدا لبخند می زند

جمعه, مرداد ۱۵, ۱۳۸۹ ۲:۰۷ ۳۱ دیدگاه

  خواستم از تو بنویسم. باز هم به صفحه ی سفید کاغذ پناه می برم، و رقص قلم، که عجیب بوی تنهایی ام را می دهد. نوشتن را دوست دارم، بازی با کلمات، عجیب آرامم می کند. من با کلمات دوست هستم، من با کلمات زندگی کرده ام. اما میدانی، از تو نوشتن سخت است! آخر می ترسم، می ترسم نکند از تو بنویسم و کم بنویسم. از تو بنویسم و نتوانم، نتوانم بنویسم از لذت اولین پرواز پرستوی کوچک. بنویسم و نگویم از دلشوره های دوست داشتنی یک کرم برای پروانه شدن، و از شوق غنچه برای شکفتن، گل شدن. و آنوقت جوجه پرستو ها دلگیر شوند و کرم ها هم و غنچه ها، و خدا نکند که دلگیر شوند و پرواز بمیرد، و کسی دیگر کرم ها را دوست نداشته باشد و غنچه ها یادشان برود شکفتن را و گل ها فراموش شوند. نمیدانم. نمیدانم کیستی، باور کن نمیدانم… سخت است گفتنش! آخر میدانی، سخت است توصیف چشم های خدا! مثل چشم های تو پاک و بیگناه. میدانم، خوب میدانم هیچکس باور نخواهد کرد که من، فرشته ای دیده ام. و من فرشته ای را دیده ام. و کور شوم اگر دروغ بگویم. تو شاید آن آسمان… ادامه نوشته را بخوانید

ارسال شده در قسمت : داستان‌های کوتاه, کودکانه, من و مبینا Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

میخوام خودم باشم(۲) – چشم هات رو خوب باز کن!

سه شنبه, مهر ۱۴, ۱۳۸۸ ۹:۴۹ ۲۶ دیدگاه

“نیمه ی پر لیوان رو ببین!” ، “مثبت باش!” ، چقدر این جمله ها تکراریه! اما جالبه که همیشه هر چیزی که مرتب توی گوش آدم فرو میشه، کم کم تکراری میشه، ارزشش رو هم از دست میده و در نتیجه اثرش کمتر هم میشه. انگار گوش های ما حساسیتشون به این کلمات کم شده! خب… گوش های من هم درازتر از مال بقیه نیست… اما اون چیزی که آدم با تمام وجود و بی واسطه حس می کنه، دیگه چیزی نیست که بشه انکارش کرد. خب، کمی فکر کنیم… چیا داریم؟ چیا نداریم؟! … پول؟ ثروت و مقام؟ شهرت یا زیبایی؟ علم و دانش؟ شایدم مدرک تحصیلی؟ هان؟؟! یا شاید هم گاهی یک دل…! ممکنه با خودمون بگیم که فلان بازیگر یا خواننده ی معروف تموم این چیز ها رو داره، اما واقعا تمام دارائی آدم و داشته هاس یک انسان فقط همین مسائل مادیه؟! جالب اینجاست که اگه کسی این چیز های مادی رو داشته باشه، به ندرت احساس کمبود می کنه؛ اما بر عکس، کسی که جنبه ی معنوی و روحی زندگیش غنی باشه ولی از لحاظ جسمس یا مادی موردی داشته باشه، احساس کمبود خیلی شدیدی می کنه! کلا ما به چشم هامون عادت دادیم… ادامه نوشته را بخوانید

ارسال شده در قسمت : میخوام خودم باشم Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

Warning: curl_setopt(): CURLOPT_FOLLOWLOCATION cannot be activated when an open_basedir is set in /home3/miraniir/public_html/mehdi/wp-content/plugins/goingup-web-analytics/goingup-web-analytics.php on line 38