انرژی + بدهید

 

نوشته‌های درباره‌ی: خدا کجاست؟

خ مثلِ خورشید، خ مثلِ خدا…

پنج شنبه, مرداد ۹, ۱۳۹۳ ۲:۲۲ ۵۹ دیدگاه

  سلام خدای عزیزم، حالِ شما؟ خوبید؟ حال ما رو اگه خواسته باشید، باید بگیم ما که خوب نیستیم. یعنی نبودیم، با شما که نبودیم، خوب نبودیم. مگه میشه با شما باشیم و بد باشیم؟! حال ما رو اگه بخواید… ما فورا حال‌مون خوب میشه. قند توی دل‌مون آب میشه، ذوق مرگ میشیم اصلا. به جونِ خودمون. از شب و روزمون نپرسین که از شما چه پنهون، ما خیلی خجالت می‌کشیم. دروغ چرا، خیلی هم دلمون می‌خواست که از شما پنهون می‌بود. ما خیلی خجالت می‌کشیم، می‌دونیم گناهامون بزرگ بوده، اما اینم میدونیم که شمام بزرگی. بزرگتر از گناه‌های ما، بزرگتر از خوبی‌های ما، بزرگتر از خودِ ما، بزرگتر از هر چیز و هر کسی که برای خودمون بزرگش کردیم. بزرگتر، خیلی خیلی بزرگتر… اصلا، بزرگتر از شما هم مگه داریم؟! خدا جون، ما برامون مهم نیست که آیینه‌ی دلمون رو زنگارِ گناه گرفته. مهم نیست کجای گناهیم و چند وقته دست نکشیدیم به دلمون و پاکش نکردیم. مهم اینه که هر جا که هستیم، جای شما رو یادمون نره، که ازتون نا امید نشیم. حواس‌مون باشه به نشونه‌هایی که برامون میزارید و ماه رو تویِ دلِ آسمونِ شب هم پیدا کنیم. ما برامون مهم نیست حتی اگه آیینه‌ی… ادامه نوشته را بخوانید

ارسال شده در قسمت : درد و دل با خدا, نامه‌ها Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

به یادم باش

سه شنبه, شهریور ۲۸, ۱۳۹۱ ۴:۲۶ ۶۰ دیدگاه

من هنوز هستم و عجیب آنکه من دلم می‌خواست نبودم هرگز و عجیب‌تر آنکه: من هنوز “هم” هستم می‌نویسم باز باز از آن همه آواز که پنهان شده در پستوی قلبم، راز   می‌نویسم از مهربانی، از کودک، و خدا می‌نویسم، شاید، کسی از آن دورها باشد تنها و من اینجا، تنهایِ تنها شاید دلِ او هم خواست کمی از عطرِ خدا شاید آن سویِ این دیوارها در همین نزدیکی‌ها، یا در شهری دور تشنه‌ای را ببخشم جرعه‌ای از نور   تا از این احساسِ زندانی شده در واژه‌ها و از آن حسِ غریبی که به آن آمیخته‌ام اشک شود بغضِ فروخورده‌ی من ببارد اشک‌هایم از چشم‌هایش سیراب شود تشنه‌ای از اشک‌هایش   من، اشک‌هایم را ریخته‌ام در واژه‌ها من واژه‌هایم را با هر چه احساسِ پاک – که میدانم – آمیخته‌ام پیوند زده با سادگیِ حسِ غریبِ کودکانه‌ام   من نبردم از یاد شادیِ شنیدنِ صدایِ زنگِ تفریح شوقِ آمدنِ دوباره‌یِ کلاسِ نقاشی ترسم از تنبیه معلم، از ننوشتنِ انشایِ خشکِ مدرسه زنگِ املا، تقلب رویِ دست، سختیِ جبر و حساب و هندسه برپا! درسِ ریاضی: پایِ تخته، جمع، تفریق، یک، دو، سه   من نبردم از یاد هنوز بوسه‌هایی که به دور از شهوت باز داشت برایم… ادامه نوشته را بخوانید

ارسال شده در قسمت : ریتم, کودکانه Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Warning: curl_setopt(): CURLOPT_FOLLOWLOCATION cannot be activated when an open_basedir is set in /home3/miraniir/public_html/mehdi/wp-content/plugins/goingup-web-analytics/goingup-web-analytics.php on line 38

Warning: curl_setopt(): CURLOPT_FOLLOWLOCATION cannot be activated when an open_basedir is set in /home3/miraniir/public_html/mehdi/wp-content/plugins/goingup-web-analytics/goingup-web-analytics.php on line 38

Warning: curl_setopt(): CURLOPT_FOLLOWLOCATION cannot be activated when an open_basedir is set in /home3/miraniir/public_html/mehdi/wp-content/plugins/goingup-web-analytics/goingup-web-analytics.php on line 38

Warning: curl_setopt(): CURLOPT_FOLLOWLOCATION cannot be activated when an open_basedir is set in /home3/miraniir/public_html/mehdi/wp-content/plugins/goingup-web-analytics/goingup-web-analytics.php on line 38