انرژی + بدهید

 


سین مثلِ سرباز ، شین مثلِ شب

چهارشنبه, آبان ۵, ۱۳۹۵ ۸:۱۸
ارسال شده در قسمت : خاطرات, شوک | بازدید : 843

نیمه‌های شب…
وقتی چادرِ سیاه بر سر شب می‌افکنند،
و آن‌هنگام که چراغ می‌کُشند
و در پسِ پرده
به خیالِ خود،
خدا را می‌خوابانند
زشتی‌ها، مجالِ رو آمدن می‌یابند…

شب که می‌آید
در لابه‌لایِ خلوت این شهرِ هزار رو
بیدار، به نظاره نشسته‌ام
و من می‌بینم
عجوزه های پلیدی را،
که بی ترس آفتاب و آیینه،
آرام آرام رخ می‌نمایند
و کرم‌های گندیده‌ی بی‌مقدار
که از زیر پوست شهر
به بیرون می‌خزند…

…صدایِ کاروانِ هلهله و شادیِ یک عروس و داماد
امتدادِ سرد و تاریکِ خیابان را شکافت!

کارناوالِ جشن و موسیقی
کمی آن سو تر از خیابانِ تاریکی
از اتومبیلی پارک شده‌ در سایه‌ی دیوار
عبور کرد…
که به خیال خود، پنهانی
مبدل به تخت دو نفره شده بود!

 

کمی آن‌طرف‌تر از تنانگی
زیرِ پوستِ شب…
در محله‌ی برده‌داران
در راستایِ خیابانِ جبر
نبشِ کوچه‌ی زور،
در قفسِ فلزیِ سبز
سربازی را
به پاسبانی از شب گمارده‌اند!

چه خیالی!!
که ماهی قرمز
در تنگِ سبز
به دریا و روشنی می‌اندیشید

 

خوب که نگاه کنی…
در شبی قفس‌وار
در میانِ مشتی آهن و سیمانِ سبز،
در پسِ شیشه‌ی مات
سربازی را خواهی دید
که قلم به دست!
در زیر نور ماه،
با رقصِ تانگویِ کاغذ و قلم
مرگِ تاریکی را
در عمقِ شب
به سخره گرفته است
و
طلوع خورشید را
در نهایتِ شب و سیاهی
تداعی می‌کند

خورشید اینجاست!
آنجا که انتظارش را ندارند!

یک شبِ دیگر هم تمام شد
عاقبت این تاریکی رفتنی‌ست…

 

نگارش در
۹۵/۳/۱
بعد از نیمه‌های شب

به دوستانتان پیشنهاد کنید:

balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious
به این نوشته امتیاز بدهید:
اولین کسی باشید که نوشته بعدی را می‌خوانید ...

برای اینکه جدیدترین نوشته‌ها فوراً به ایمیل‌تان ارسال شود، ایمیل خود را در کادر زیر وارد و بر روی اشتراک رایگان کلیک کنید:

1- در صفحه باز شده، کد امنیتی را وارد کنید، ایمیل فعال سازی به نشانی شما فرستاده خواهد شد.

2- ایمیل خود را برای تایید نمودن ایمیل فعال سازی، بررسی نمایید.

- همانطور که می‌دانید، ابتدای آدرس ایمیل، www ندارد.


برای آموزش نحوه‌ی اشتراک، می‌توانید این [راهنما] را بخوانید



۹ ديدگاه برای “سین مثلِ سرباز ، شین مثلِ شب”

  1. محسن رجبی گفته است :

    آبان ۷ام, ۱۳۹۵ در ۸:۴۹ ق.ظ

    Chrome 46.0.2486.0 Windows

    با سلام
    متن زیبایی بود
    سپاس

    Thumb up 4 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  2. تمنا گفته است :

    آبان ۹ام, ۱۳۹۵ در ۲:۴۶ ب.ظ

    Firefox 49.0 Windows 7

    خیلی زیبا بود.. @};- @};- موفق باشید.. @};-

    Thumb up 3 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  3. دنیا گفته است :

    آبان ۱۱ام, ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    Chrome 46.0.2486.0 Windows

    عاشقتم بخداااااااااااااا موفق باشییییییییییییییییی وبلاگت عالییییییییییییه نوشته هات عالیییییییییییه انشاللله ک هیچوقت ازنوشتن دست برنداریییییییییییییییییییییی @};-

    Thumb up 1 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  4. sayeh گفته است :

    آبان ۱۶ام, ۱۳۹۵ در ۳:۳۳ ب.ظ

    Chrome 54.0.2840.71 Windows 7

    فکر میکردم اینجا رو فراموش کردید…!! الأن میفهمم چرا اینقدر دیر اومدید… موفق باشید و سربلند…

    نوشتتون عالی بود… مثل همیشه لذت بخش… منم امیدوارم هیچوقت از نوشتن دست برندارید…

    Thumb up 2 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  5. پونام گفته است :

    آبان ۲۳ام, ۱۳۹۵ در ۷:۲۴ ق.ظ

    Firefox 50.0 Windows 7

    متن های شما فوق العاده هست هیچ حرفی جز این نمی تونم بگم

    Thumb up 1 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  6. الهه گفته است :

    آذر ۷ام, ۱۳۹۵ در ۵:۵۷ ب.ظ

    Chromium 51.0.2704.81 Android 4.4.2;

    سلام چقدر قشنگ نوشتی عزیزم خاطرات یه شب کشیکه شبانه ات رو طوری نوشتی که هر سربازی میتونه باهاش ارتباط برقرار کنه نه فقط سربازا که هر ادمی توو دلنوشته هات میتونه یه حس مشترک یه نگاه مشترک یه درد مشترک و یه امید مشترک پیدا کنه الهی همیشه شاد باشی و پر از امید وقتی مینویسی حس میکنم این قلبته که قلمو میگیره و مینویسه از حال دلت امیدوار حال دلت بهترین و خوشترین حالها باشه ان شاالله @};- @};- @};- @};- @};- [بغل] :x

    Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  7. الهه گفته است :

    بهمن ۳ام, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۰ ب.ظ

  8. فرزانه نعمتی گفته است :

    اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۵ در ۳:۳۷ ق.ظ

    Chromium 38.0.2125.102 Android 5.1.1;

    سلام .من را می شناسید؟چند بار اینجا سال های پیش نوشته های شما را خواندم .اون زمان ها نا امید بودم .بی عشق.بی زندگی.اما امشب که اینجا می نویسم به چند موفقیت رسیدم.و تمام اینها لطف خداوندی بود که از کودکی به او مانوس بودم. یک ازدواج خوب با مردی که عاشقانه مرا میخواهد.و چاپ شعر هایم در روزنامه شهرستان.دعوت به همایش شدم و مدرک دانشگاهم را هم گرفتم.اون زمان که اینجا می نوشتم سر شار غم بودم .اما امروز خوشحالم .خدا همواره هست.اولین شعر چاپ شده ام راجع به خدا بود و تازگی ها بعد از مدتی و چند شعر چاپ شده ی بعد باز برای او نوشتم .راه درازی در پیش دارم.فقط به تمام افراد غمگینی که این مکان دلشان را آرام میکند میخواهم یک شعرم را تقدیم کنم.آرزو مندم دلشان را گرم کند.من ایمیل ندارم .

    Thumb up 0 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

  9. فرزانه نعمتی گفته است :

    اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۵ در ۳:۴۶ ق.ظ

    Chromium 38.0.2125.102 Android 5.1.1;

    دنبال شعری هستم
    که مرا سوق دهد سمت دروازه ی نور
    کوه هایی دور دست
    یک کاج بلند
    آسمانی یک رنگ
    لب دیوار گلی می نشینمدر نگاهم اقیانوسی از سرور
    مثل یک جنگل شبنم خورده
    بر تن کوهی دور
    می کنم با خورشید من هر لحظه عبور
    دست در دست نسیم
    پای در پای امید
    در دلم شوری هست که مرا داده نوید
    که خدا هست… خدا هست…
    چرا غصه ؟؟؟چرا یاس؟؟؟
    تو وجودت را بنگار بر آن لوحی که بماند به ابد
    در اندیشه و یاد
    در دلم هست امید…در دلم شوری هست که مرا داده نوید
    که خدا هست… خدا هست… چرا غصه؟؟؟؟ @};- @};- چرا یاس؟؟؟؟

    Thumb up 1 Thumb down 0

    [پاسخ به این دیدگاه]

- لطفاً دیدگاه خود را به زبان پارسی بنویسید.

- در صورتی که صفحه‌کلید پارسی ندارید، گزینه تبدیل خودکار متن به پارسی را فعال نمایید.

- نشانی ایمیل شما محرمانه بوده و منتشر نخواهد شد.

- دیدگاه‌ شما بعد از تأیید توسط نویسنده وبلاگ، منتشر خواهند شد. در صورتی که تمایل به ارسال نظر خصوصی دارید، حتماً ذکر نمایید.

- لطفاً دیدگاه‌تان تا حد امکان مربوط به همین نوشته باشد. در غیر اینصورت می‌توانید از صفحه ارتباط با من استفاده نمایید.

پاسخ به نوشته


~X( [شیطونک] [رویا] [دعا] [خجالت] [تهوع] [تشویق] [بغل] [-( X( O:-) B-) @};- =P~ =)) =(( ;;) ;)) ;) :| :x :S :P :D :-h :-O :-?? :-? :-/ :-* :)) :) :(( :(
به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.


Warning: curl_setopt(): CURLOPT_FOLLOWLOCATION cannot be activated when an open_basedir is set in /home3/miraniir/public_html/mehdi/wp-content/plugins/goingup-web-analytics/goingup-web-analytics.php on line 38