اگه کنجکاو شدید در مورد مبینا بدونید، لطفا برای ورود به وبلاگ مبینا کوچولو اینجا کلیک کنید

اگه هیچ کس نیست، خدا که هست…

کلبه ی من و خدای من

ارسال شده توسط مهدی میرانی (mEhdi) در تاریخ: ۱۳ آذر ۱۳۸۸

من نوشتن رو خیلی دوست دارم. من عاشق نوشتنم. حتی اگه هیچ کسی نوشته هامو نخونه، من بازم میتویسم، واسه کسی کسی نمی نویسم، واسه دلمه، فقط دلم.

این وبلاگ با اینکه نو پا ست و تازه درستش کردم، اما با یه نگاه میشه فهمید بازدید کننده های وبلاگم که از موتور جستجوگر قدرتمند گوگل به وبلاگم میان در نوع خودش جالبه. خیلی هیجان انگیزه وقتی که میبینم آدما با جستجوی چه کلماتی به وبلاگم میان!! بعضی هاشون خوشحالم میکنه، وقتی میبینم با جستجوی کلماتی در رابطه با خدا به وبلاگم میان، گاهی هم با جستجوی کلمات مستهجن!!! جملاتی که ترکیب بعضی هاشون واقعا حال آدم رو بهم میزنه!

از وقتی باز هم کلاس هام شروع شد و دانشگاه میرم، نه فقط اینکه وقت نکنم، نوشته هام یه جوریه که میخوام خصوصی بمونه، اصلا نمی تونم توی سایت دانشگاه هم نمیتونستم بنویسم. اما حالا با لپ تاپ جدیدم، حالا بازم می تونم هر جایی بنویسم! ;)

این وبلاگ جایی برای نوشتن منه. جایی برای گفتن حرف هایی که نمیشه گفت. نباید گفت. این وبلاگ نوشته های منه. جایی برای حرف های دلم، برای حرف های من و خدا… جایی که به یادم میاره که “اگه هیچ کس نیست، خدا که هست…”

اینجا خونه ماس. یه کلبه ی کوچیک واسه من و خدای من. یه جا که واسه خدا مینوسم. یه جا که خدا به حرف هام گوش میکنه. نمیزارم خونه ی کوچیکمون تنها و متروک بمونه، خودم میام آب و جاروش می کنم.

دلم واست تنگ شده بود وبلاگ قشنگم. دلو واسه حرف هایی که اینجا نوشتم تنگ شده بود… دلم برای “اگه هیج کس نیست، خدا که هست…” که اون بالای وبلاگ نوشته تنگ شده بود… دلم واسه خدای خودم تنگ شده بود… خدایا دلم میخواد بازم باهات حرف بزنم، بازم بهت غر بزنم، بازم الکی ازت تعریف کنم تا دلت واسم بسوزه… با همون دلی که بچگی هام داشتم اینقد واست ناز میکنم، اینقد قربون صدقت میرم، اینقد میگم دوستت دارم تا تو هم دوستم داشته باشی. تا بهم فکر کنی. تا کمکم کنی. خدایا، تورو خدا تنهام نزار. پیشم باش. همیشه.

من برگشتم… خدایا کمکم کن… بهم نیرو بده که خودم باشم… کمک کن که نزارم کلبه مون رو گرد و غبار فراموشی بگیره… کمکم کن که تا وقتی زنده ام حرف هام رو همین جا واست بنویسم…

به اشتراک بگذارید :
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Digg
  • Reddit
  • Technorati
  • email
  • PDF
  • Print
  • RSS

نوشته های مرتبط

۱۶ پاسخ برای "کلبه ی من و خدای من"

1 | ماریا

۱۴ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۲۴ ب.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

سلام:
می بینم که باز هم من پر ادعا که ادعای دوستی دارم اما یک دوست واقعی نیستم اولین نفرم!!!!!
امروز عصر خیلی برات نوشته بودم از محکوم کردنت که شده عادت برات از اتهاماتی که بهم وارد کرده بودی اما به لطف اینترنت هیچکدوم ثبت نشد شاید خدا نخواست که دلت بشکنه.
باشه من چیزی نمی گم و مثل یک دوست خوب می پذیرمت با همه خوب و بدت و دیگه از خودم دفاع نمی کنم تو هم بالاخره یک مدل دوستی.همه دوستها که نباید از آدم تعریف و تمجید کنن مگه نه؟!

2 | sanaz

۱۵ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۵ ب.ظ

Firefox 3.5.5 Windows XP

salam dost golam…..khobiiiiiiiiiiiiiii????be khoda inghade delam barat tang shode ke nagooooooo…… kheyli kam peyda shodiiiiii mehdi!!!!!!!!!

manam be to adat karde bodam mehrabon ….ama kheyli vaghta to bodi man nabodam ya man bodam to nabodi…. to ro khoda bebakhsham age dir be dir miam dost daram bebinamet///???

.
.
.
.. mishe???.
.
.
.biaa baz vasam nazar bezar
.
.
.montazere hozore sabzetam…..
.
.
.
.
.yadam kon

3 | sanaz

۱۶ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۹ ق.ظ

Firefox 3.5.5 Windows XP

salam…mersi khobam…to chetori??
are man mikham bebinamet…chejorisho manam nemidonam!!!!

toye delam faghat ghame….hamin..hes mikonam yekio vase gosh dadan be hame dardo delam mikham… ama ki????

mikham az khodet kamel baram begi… inke bache kojaiiiiii?
chi mikhoni??/ chand salete… shayad ghablan behem gofti ama alan yadam rafte…. nemidonam….

ama baz baram bego….

.
.
.
.
.
rasti az post akharam kheyli khosham miad nazare to chiye?

.
.
.
.
.
javabe on soale akhareto felan nemidam… ye kam sabr kon….

khodet mifahmi….

.
.
.
montazere javabetam.
.
.
zod bia.
.
.
.
montazere hoizore sabzet.
.
.
.
.
yadam kon

4 | sanaz

۱۶ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۴ ب.ظ

Firefox 3.5.5 Windows XP

salam .khobe ke hasti intori rahat tarim

ba nazar gozashtan ke nemishe harfe delo goft
nagofti az che shahri hasti???

mikham akseto bebinam?
man 19 salame daneshjoye motarjemiye zaban shiraz ham zendegi mikonam

5 | ماریا

۱۶ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۳۰ ب.ظ

MSIE 6.0 Windows XP

سلام:
عید شما مبارک حیف که گل نداری تا برات چند تا آیکون گل بذارم…..
راستی چرا نمی شه توی وب تو آیکون گذاشت گاهی اوقات خیلی گویا هستند.

6 | دوشیزه (متولد اسفند)

۱۶ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۱ ب.ظ

Firefox 3.0.3 Windows XP

سلام

ممنون از راهنماییت، این روزها پاک گیجم و ذهنم هم برای کلماتی مثل “کلیک” به همان فینگلیش بودنشان عادت کرده. بهر حال ممنون از اینکه تذکر دادی.

راجع به لحن نوشتاری هم، نمیدونم ….! اوائل وبلاگ اگه نگاه کنی عامیانه مینوشتم بقیه میگفتند اینجوری ننویس لوسه ، بعد به این لحن هم بنویسم میگی افغانیه…! شده جریان کبکه که اومد راه رفتن کلاغه رو یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت یا بر عکس :دی

———————————————————-
راجع به این پستت باید بگم وبلاگ نویسی واقعا اعتیاد میاره اما به قول یکی از دوستان گاهی افسردگی هم میاره…!

7 | ماریا

۱۸ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۱۰ ب.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

سلام:
چند روزی نمی تونستم وارد نت بشم اما از صبحی دوباره درست شد گفتم من که دارم از اینجا رد می شم احوال دوست بد اخلاقم رو هم بپرسم راستی من که دارم به امتحانات نزدیک می شوم و استرسم داره می ره بالا تو چی؟
موفق باشی راستی من نظرات همه رو تایید می کنم و برام مهمه که بهم سر می زنن اینکه دیگه راجع به نوشته هام نظر می دن یا نه بستگی به لطف خودشون داره!!

8 | negar(m)

۱۹ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۸ ق.ظ

MSIE 6.0 Windows XP

neneshtehato kheyli dost daram azizam.chun az del miyad be del ham mishine.movafahg bashi doste khobam.

9 | ماریا

۱۹ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۰۵ ق.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

سلام:
ببین هر کسی می تونه برای خودش اعتقادی داشته باشه و توی مورد نظرات هم عقیده من و تو متفاوته درسته من حرفتو قبول دارم که بعضی ها براشون این که آمار نظراتشون بالا بره خیلی مهمه و به قول تو شده یک عقده توی دنیای نت اما عقیده من اینه که اگه نظر من میتونه آمار اونو بالا ببره و از نظر روحی ارضایش کند چرا من کوتاهی کنم.
در ضمن من وبلاگهایی رو که دوست دارم و برام جالبند رو لینک کرده ام و مرتب هم بهشون سر می زنم چه دعوتم بکنن چه نکنن اما نمی تونم دعوت نامه شون رو تایید نکنم حالا اگه اونها برای من نظر نمی دهند یا حالشو ندارن یا اصلا مطالبمو نمی خونن و یا اینکه اصلا ازشون خوششون نمیاد!
اما همینکه من می دونم نظرم براشون مهمه حالا به هر دلیلی براشون نظر می ذارم.

10 | ماریا

۲۱ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۴ ب.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

سلام:
تا حالا عذرت پذیرفته بود که لپ تاپ نداشتی اما حالا دیگه برای نبودنت چه عذری داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

11 | شادی

۲۳ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۶ ب.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

سلام ،خدا را شکر می کنم که هنوز کسانی هستند که خدا را می بینند و حس می کنند زندگی با آدم معامله هایی می کنه که اگردلت به خدا گرم نباشه دیگه هیچی.دلم خیلی از زمانه وادمهای آن گرفته وگاهی از خدا که به فریاد دلم نمیرسه .واقعا” گاهی لازمه به خودمون نگاهی بیا ندازیم با وجود اینکه می گیم اعتقاد داریم خودمون و تنها حس میکنیم مثل الان که من شمارو پیدا کردم .امیدوارم باز هم ادامه بدین وامید رو به دل خواننده ها به ارمغان بیارین.براتون از خدا بهترینها رو می خواهم.

12 | پرستار کوچولو(SN0OW_FLAKE)

۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۷ ب.ظ

MSIE 6.0 Windows XP

سلام دوست من .خوبی؟ نوشته هات خیلی قشنگن.منم مینویسم ولی نه مثل شما.راستش هر وقت دلم میگیره یه سر به وبلاگت میزنم چون فک میکنم نوشته هات خیلی صادقانه است.کاش دل منم مثله دل شما بزرگ بود تا میتونستم صادقانه بنویسم.سبز باش

13 | میلاد

۱۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۷ ب.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

سلام
من که چیزی نفهمیدم!!!!
خب که چی؟

14 | میلاد2

۱۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۱ ب.ظ

MSIE 7.0 Windows XP

حرف اینارو باور نکنی فکر کنی خبریه!!!!

15 | فرشاد

۱۱ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۳۲ ب.ظ

Firefox 3.0.3 Windows XP

سلام دوست عزیز.
خیلی خوبه که از ته دلت می نویسی.بهت تبریک می گم که تصمیم گرفتی حرفاتو توی دلت انبار نکنیو بریزیشون بیرون.ازت خواهش می کنم هیچوقت بدون حس باخدابودن چیزی ننویسی.

16 | راحله

۱۴ تیر ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۵۲ ب.ظ

MSIE 6.0 Windows XP

عزیزم خیلی عالی بود
من با نوشته روزی روزگاری تو گریه کردم.

نوشتن نظر

~X( ~O) [چشم و ابرو] [مرغ] [فحش] [شیطونک] [شادی] [سوال] [رویا] [دعا] [دست] [خجالت] [بغل] [-( X( B-) @};- =p~ =)) =(( ;)) ;) :| :x :o3 :^o :P :O) :D :-h :-SS :-S :-O :-@ :-? :-* :-& :- :)] :)) :) :(|) :(( :( 3:-O %-( $-)

در صورتی که به مطالب این وبلاگ علاقه مند هستید، برای دریافت نوشته ها به طور مستقیم در ایمیل تان، آدرس ایمیل خود را برای اشتراک رایگان وارد کنید و بر روی "مرا مشترک کن!" کلیک کنید:

(دقت کنید که لینک فعالسازی به ایمیلتان ارسال می شود و تنها با کلیک کردن بر روی آن ،عضویت شما کامل میگردد)

به کمک FeedBurner


روزی روزگاری

در سرزمین های خیلی خیلی دور

یک قصه ی تازه از زندگی یک پسر در حال نوشته شدن بود...

قصه اینجوری شروع می شد که...


یکی بود یکی نبود

"غیر از خدا، هیچکی نبود"

یه روزی

یه وقتی

یه جایی

یه گوشه از دنیا

یه پسر نشسته بود

پسرک گریه میکرد

پسرک جز خدا هیچکس رو نداشت

پسرک، ملتمسانه خدا را صدا زد

و یه جایی

کمی اونورتر

فقط "کمی" آنطرفتر

یه خدا بود

او، خدای پسرک بود

که به حرف های پسر گوش میکرد

خدا پسرک رو می دید

دوستش داشت...

خدا اشک های پسرک رو پاک کرد

پسر خسته بود

خسته از تمام سختی ها

خسته  از تمام بی محبتی ها

زخم خورده از بازی های روزگار

پسرک داشت گریه می کرد

و خدا می شنید... اما هیچ نگفت.

پسرک نوشت

نوشت از دلیل غصه هایش

غصه های تمام نشدنی اش

او از خدا کمک می خواست

و خدا باز هیچ نگفت.

پسرک در اوج گریه و نیاز، اما نا امید نشد...

و نوشت و نوشت...

پسر، قصه ی زندگی اش را می نوشت

آن وقت بود که نوشت: "اگه هیچ کس نیست، خدا که هست..."

پسرک وقت غصه و گریه هم از خدا نا امید نشده بود

چرا که می دانست خدا آخر قصه به داد او می رسد

پسرکی که گریه میکرد، اما یک مرد شده بود...


... و بعد از سالها

یه روز دیگه از همون روزهای خدا

یه وقت دیگه

یه جای دیگه

توی یک گوشه ی دیگه از زمین خدا

همون پسرک نشسته بود

و خدایی که نزدیک بود

"خیلی" نزدیک تر...

اما دیگه صدای گریه ای نمیومد

فقط صدای خنده بود که شنیده میشد

صدای خنده های پسرک

که با صدای خنده ی خدا، که از خنده های پسرک بی اختیار می خندید، آمیخته شده بود...

دعای پسرک مستجاب شده بود.

و پسر به آرزوی خود رسید

خدا کمکش کرد

مشکلش حل شد

فقط چون خدا پایان تلخ را دوست ندارد

خدا می خواست آخر قصه ی پسر شیرین باشد


یک پایان شیرین

برای داستان زندگی پسری به نام  mEhdi ...


آمار

nslookup

PageRank Checking Icon

اشتراک

آدرس ایمیلتان را برای اشتراک وارد کنید:

به کمک FeedBurner

جمله هایی که خیلی دوست دارم!

از نصيحت کردن مداوم ديگران دست خواهيد کشيد، اگر بدانيد که آن‏ها به نصايح شما گوش نخواهند کرد مگر اين که وکيل مدافع يا دکتر باشيد و آن‏ها براي شنيدن حرف‏هاي شما پول خرج کرده باشند! — جرج برنارد شاو

بودن یا نبودن ...!

Translator

Persian flagEnglish flagArabic flag                                             

لینک های جالب

data recovery
حمایت از کودکان سرطانیX